خضر در ادبیات صفحه 168

صفحه 168

ص:177

نطق انبیا پر آب حیات سازند، تار فته رفته دلهاشان از تقلید خشک بر هدو «لنگر عقلشان» پناهشان گردد.(1)

وقت تنگ و می رود آب فراخ پیش از آن کز هجرگردی شاخ شاخ

شهره کاریزی است پر آب حیات آب کش تا بر دمد در تو نبات

آب خضر از جوی نطق اولیا می خوریم ای تشنه غافل بیا

(3 مثنوی، / 4349/594)

در نظر مولانا، آب حیات، همان علم لدنّی، معارف الهی و سخنان و اضافات پیر است.(2)

آب حیات آمدسخن کاید زعلم من لدن جان راازوخالی مکن تا بردهد اعمالها

(کلیات شمس، 1/5)

تعابیر دیگری که از آب حیات دارد، اینکه:

آب حیات، لطف حق است:

ای میر آب بگشا آن چشمه ی روان را تا چشمها گشاید ز اشکوفه بوستان را

آب حیات لطفت در ظلمت دو چشمت زان مردمک چو دریا کردست دیدگان را

(کلیات شمس، 1/116)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه