خضر در ادبیات صفحه 171

صفحه 171

ص:180


1- (1) همان، ص 213.
2- (2) فرهنگ قصه های پیامبران، ص 346.

می گردد. او تشنه لبی است که از شراب عشق سیراب نمی شود و دوان در پی معشوق راه می پیماید. او به جانان عشق می ورزد و تا رسیدن به کوی جانان سالها بلکه هزاران سال عاشقانه بال و پر می زند و از ملامت ملامتگران نمی هراسد او طالب خضر است و خود را فراموش کرده و از خود بینی بیزار است.

از کلیم حق بیاموز ای کریم بین چه می گوید ز مشتاقی کلیم

با چنین جاه و چنین پیغمبری طالب خضرم زخود بینی بری

موسیا تو قوم خود را هشته ای در پی نیکو پی سر گشته ای

کیقبادی رسته از خوب ور جا چند گردی چند جویی تا کجا؟

آن تو با توست و تو واقف بر این آسمانا چند پیمایی زمین؟

گفت موسی این ملامت کم کنید آفتاب و ماه را کم ره زنید

می روم تا مجمع البحرین من تا شوم محبوب سلطان ز من

اجعل الخضر لامری سببا ذاک او امضی و اسری حقبا

سالها پرّم به پرّ و بالها سالها چه بود هزاران سالها

می روم یعنی نمی ارزد بدان عشق جانان کم مدان از عشق نان

(مثنوی، 1996/3...)

چه علتی جز عشق به خدا می تواند سبب شود که موسی با کمال پیامبری و قربت، طالب خضر گردد؛ قومش را رها کند و به جستجوی او بپردازد؟ او کیقباد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه