خضر در ادبیات صفحه 174

صفحه 174

ص:183

و بالاخره حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم در شعر مولانا خضر زمان و غوث کشتی است و اوست که باید هدایت سرگشتگان را بر عهده گیرد و کشتی اسلام و سرنشینان آن را از غرق شدن در دریای جهالت رهایی بخشد:

خیز بنگر کاروان ره زده هر طرف غولی است کشتیبان شده

خضر وقتی غوث هر کشتی تویی همچو روح الله مکن تنها روی

(مثنوی، 1471/694/4)

مولانا از داستان هم سفری خضر و موسی که به علت افزون گویی حضرت موسی تبدیل به فراق می شود تمثیل دیگری می سازد، برای روشن ساختن مفهوم ناهماهنگی و اختلاف در غرایز، او معتقد است هم چنان که خضر و موسی دو همراه ناهماهنگ بودند و بالاخره مجبور به فراق و جدایی گردیدند، در صورتی که غرایز طبیعی انسان که در کارگاه وجود او تنظیم شده اند تعادل خویش را از دست بدهند و نا هماهنگ گردند، موجب اختلال خواهند شد. این مطلب را زمانی بیان می کند که گروهی از صوفیان بر صوفی دیگری طعنه می زنند و او را پر خواب و خورمی نامند.

شیخ رو آورد سوی آن فقیر که به هر حالی که هست او ساط گیر

بر قرین خویش مفزا در صفت کان فراق آرد یقین در عاقبت

دلق موسی بد بر اندازه و لیک هم فزون آمد ز گفت یار نیک

آن فزونی با خضر آمد عقاق گفت رو تو مُکثری هذا الفراق

موسیا بسیار گویی دور شو ور نه با من گنگ باش و کور شو

(مثنوی، 375/366/2)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه