خضر در ادبیات صفحه 175

صفحه 175

ص:184

پس از آن که صوفی به جوابگویی درباره ی اتهامات خود می پردازد چنان جوابهای دقیقی می دهد که مولانا پاسخ او را به پاسخ خضر تشبیه می کند و او را وارث خضر می نامد زیرا همچنان که هر یک از جوابهای خضر مانند کلید، گشاینده ی مشکلات موسی بود. جواب های این صوفی نیز حلّال مشکلات او گردید.

پس فقیر آن شیخ را احوال گفت عذر را با آن غرامت کرد جفت

مر سؤال شیخ را داد او جواب چون جوابات خصر خوب و صواب

آن جوابات سؤالات کلیم کش خضر بنمود از ربّ علیم

گشت مشکلهاش حل وافزون وزیاد از پی هر مشکلش مفتاح داد

از خضر درویش هم میراث داشت در جواب شیخ همّت برگماشت

(مثنوی، 3585/367/2)

به طور خلاصه داستان ملاقات موسی و خضر و همسفری این دو در شعر مولانا تجلّی می کند تا دستمایه ای برای بیان اندیشه های عالی عرفانی گردد و همه جا خضر مظهر پیران آگاه و موسی مظهر سالکان از خود وارسته ای است که باید بی چون و چرا تسلیم اراده ی او شود تا گرفتار درد و دروری فراق نگردد.(1)

تعبیر عرفانی مولانا از اسکندر ذوالقرنین

از افسانه های مربوط به اسکندر، رفتن به ظلمات به همراهی خضر در جستجوی آب حیات است. مولانا در هیچ یک از موارد معدودی که از این اسطوره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه