خضر در ادبیات صفحه 187

صفحه 187

ص:196


1- (1) پیرسبز پوشان، ص 20.
2- (2) گزیده غزلیات شمس تبریزی، ص 159.
3- (3) فرهنگ تلمیحات ص 248.
4- (4) مراجعه شود بخش دیدار با خضر.

3 - خضر به هر جای قدم نهد سر سبزی به دنبال خود می کشد و شاعران از این افسانه، بهره ها برده اند در ساختن بدایع نیکو، تشبیهات بلیغ و کم نظیر. در مرزبان نامه چنین آمده است:

«هر جای پیرامن شهر مزرعه و ضیعه احداث کردند. باغ در باغ و بستان در بستان نهادند و آبهای عذب و زلال که گفتنی از قدمگاه خضر پدید آمده است»(1).

و عطار هم در این بیت:

چو بادی خضر بر صحرا گذشته خضر بگذشته صحرا سبز گشته(2)

(الهی نامه، 7/234)

اشاره به همین داستان دارد که خضر از هر کجا بگذرد از خود نشان سبزی به یادگار خواهد گذاشت.

4 - خضر جاودانه است؛ چون آب حیات نوشیده:

او خود مرا حیات ابد داد خضر وار زآن قطعه ای که چشمه ی حیوان شناسمش

(خاقانی، ص 895)

5 - خضر از دیده ها پنهان است و بر هر کسی ظاهر نمی شود مگر آن که خود بر کسی که محتاج است و به کمک او نیاز دارد ظاهر شود.(3)

همی پوشیده یی با ماست ظاهر چو گفتی خضر، خضر آنجاست حاضر

(

خسرو و شیرین نظامی، ص 425 )

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه