خضر در ادبیات صفحه 20

صفحه 20

ص:29


1- (1) تفسیر المیزان، ص 574.
2- (2) همان، ص 598.

روشنفکر است و حال آن که اسطوره غریزه ی عمیق طبقات فرو دست جامعه را نمودار می سازد(1).

در داستان خضر هر دو را می توان دید هم اسطوره و هم مدینه ی فاضله را. وقایع تاریخی وقتی قدم به عرصه ی هنر و ادب می گذارند لباسی تازه به تن می کنند و رنگ و بوی دیگری می یابند. و شاعر همان طور که از طبیعت جاندار و بی جان برای بیان مقصود خویش یاری می گیرد از تاریخ و اسطوره هم وام می گیرد ولی همیشه هم وامدار آنها نیست بلکه گاهی خود، آفریننده ی اساطیر است. و به بیان دیگر می توان گفت: ادبیات از تاریخ، اسطوره می سازد. و خود را محدود به واقعیتها نمی کند.

وجود خضر علیه السلام

شخصیتها در داستانهای اساطیری دو گونه اند؛ یا اصلاً وجود خارجی نداشته اند و صرفاً ساخته ی ذهن اند و یا این که اگر هم وجود واقعی داشته اند به مرور زمان شاخ و برگهایی بدان افزوده شده که چهره ی اصلی را به سختی می توان شناخت.

درباره ی شخصیت خضر علیه السلام نیز آن قدر افسانه پردازی و داستان سازیها شده که حتی صاحبان دین و معرفت نیز گاه در وجود او شک کرده اند به طور مثال:

شیخ صدر الدین اسحق قونوی در «تبصره المبتدی و تذکره المنتهی» خضر را موجودی در عالم مثال می داند(2).

و بعضی از عرفا این قول را هم نپذیرفته اند که خضر موجودی در عالم مثال باشد.

ازجمله عبدالرزاق کاشانی که می گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه