خضر در ادبیات صفحه 31

صفحه 31

ص:40


1- (1) دیدار با سیمرغ، ص 58.

این پیر همان نفس عاقله ی انسانی است و خود را «کاردار خدا، که اول نتیجه ی قدم است می خواند که عقل اول یا عقل کل است.» آن گاه سفر از عالم جسم و خاک شروع می شود و به سوی افلاک و عقل کل ادامه می یابد:

هر دو کردیم سوی رفتن رای او مرا چشم شد من او را پای

او مرا یارومن و را مونس من و او همچو ماهی و یونس

(سیر العباد الی المعاد)

دیدار با خضر پیامبر علیه السلام صورتی دیگر از دیدار با فرشته است که در متون عرفانی شواهد متعددی در این باره روایت شده است»(1).

آنچه بیش از همه مشهور است خضر رمزی از پیر و مراد و مرشد روحانی است و مقام «خضریت» مقامی است که بعضی از بندگان صالح خدا پس از تزکیه ی نفس و مبارزه و جهاد، بدان دست می یابند و آن مقام دستگیری از سالکان است(2).

آن سبزی و سبزه زار که خضر هر جا می رود با خود دارد:

«رمزی از کمال مطلق است خواه صوری، خواه معنوی. و بر خطوط تجلّیات کلامی که گاهی در مرتبه ی سرّی به صور کلمات نفسی به اعتبارات حسی در نشئه ی شجره ی انسانی هویدا گردد هم اطلاق نماید... در حقیقت آب حیات تمام از چشمه سار خضر این گونه کلام جریان یافته است»(3).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه