- مقدمه پژوهشکده 1
- اشاره 9
- اسطوره یا واقعیت 16
- وجود خضر علیه السلام 20
- نبوت خضر علیه السلام 22
- انسانی آرمانی 26
- تعبیرهای مختلف از خضر 26
- خضر نام دیگر انسان کامل است 27
- تاویلهای دیگر از خضر 28
- اشاره 33
- ملاقات علی علیه السلام با خضر علیه السلام در نخلستان کوفه 36
- دیدار خضر از علی علیه السلام در مسجد کوفه 37
- تسلیت خضر علیه السلام به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 38
- ملاقات خضر علیه السلام با امام باقر علیه السلام 39
- ملاقات های خضر با پیامبران و اولیاء پیشین 41
- دیدار با ذوالقرنین و یافتن آب حیات 42
- ذکر تاویلاتی از داستان خضر و موسی 51
- شمس و مولانا (تکرار داستان موسی خضر) 59
- نظر شمس راجع به خضر 60
- نمونه های از دیدار مشایخ صوفیه با خضر 61
- اشاره 61
- ابراهیم ادهم 62
- ابو سعید ابوالخیر 63
- داستانی دیگر از شیخ ابو سعیدابوالخیر 64
- بوالعباس قصاب 65
- محمدبن علی ترمذی 66
- روزبهان بقلی 66
- دیدار شیخ نجم الدین کبری (شیخ ولی تراش) با خضر 67
- حمزه ی عقیلی 67
- حضور در مجلس مولانا 68
- اشاره 68
- صحبت خضر و مولانا 69
- خرقه ی ابن عربی 69
- دیدار شاعران با خضر علیه السلام 70
- حقیقت دیدار خضر 71
- تعالیم خضر 80
- اشاره 85
- اشاره 88
- قدیمی ترین جویندگان جاودانگی 89
- جاودانان دیگر 91
- کیخسرو 94
- اهمیت پیر 95
- اشاره 95
- اطاعت از پیر 96
- علم لدنّی 101
- اشاره 105
- حکمت عمر طولانی خضر علیه السلام 108
- نماز حضرت خضر علیه السلام 113
- اشاره 114
- خضر در دعا 114
- دعای ام داوود 115
- دعای مشلول 115
- دعایی از خضر 116
- اشاره 117
- منجیک ترمذی (متوفای 315 ه -) 120
- الف: خضر در مدیحه سرایی 120
- دقیقی طوسی (متوفای 419 ه -) 121
- عنصری (متوفای 431 ه -.) 122
- منوچهر دامغانی (متوفای 432 ه -.) 123
- ب: خضر در شعر حماسی 124
- اشاره 124
- اولین منبع ادبی سفر خضر و اسکندر 124
- قطران تبریزی (متوفای 465 ه -) 128
- مسعود سعد سلمان (متوفای 515 ه -) 129
- انوری (متوفای 582 ه -) 130
- خاقانی (متوفای 595 ه -) 131
- عیادت خضر از خاقانی 134
- تفقد خضر علیه السلام از خاقانی 136
- اما خضر خاتم خاقانی را به او باز پس می دهد و علاوه بران انگشتری، خاتم دیگری به او می بخشد. 137
- نظامی، خضر و اسکندر 146
- وجه تسمیه ی اسکندر به ذوالقرنین 149
- تصویر خضر در شعر سعدی 152
- ناصر خسرو (متوفی 481 ه) 155
- اشاره 155
- سنایی (متوفی 535 ه -) 156
- عطار (متوفی 618 ه -) 158
- بی خدا آب حیات آتش بود 160
- برداشتهای عرفانی از آب حیات 163
- مولانا و آب حیات 166
- خضر و موسی در شعر مولانا 170
- تعبیر عرفانی مولانا از اسکندر ذوالقرنین 175
- مَثَل آب حیات و تاریکی 177
- تجلّی خضر در شعر حافظ 178
- جامی (متوفای 898 ه -) 183
- خصوصیات شناخته شده خضر در ادبیات 185
- اشاره 189
ص:47
1- (1) بحارالانوار، ج 100، ص 3927.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به تو نیاز دارد، در حالی که تو به آنها نیاز نداری، گروهی بر تو مقدم شدند و جایگاه تو را اشغال کردند که خداوند عذابشان کند. تو به دنیا رغبتی نداری در حالی که در آسمانها و زمین بزرگ هستی. تو در آخرت مواقف زیادی داری که چشم شیعیانت به آنها روشن می شود. تو سرور اوصیا هستی و برادرت سرور پیامبران؛ سپس امامان دوازده گانه را نام برد و برگشت.
امیرالمؤمنین به حسن و حسین علیهم السلام رو کرد و فرمود: ایا او را شناختید؟ گفتند: خیر. حضرت فرمود: این برادرم خضر علیه السلام است(1).
تسلیت خضر علیه السلام به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
روایتی با سندهای مختلف از امام صادق علیه السلام و همچنین از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرموده اند: موقعی که وجود شریف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رحلت کرد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام داخل حجره، کناره جنازه ی شریف آن حضرت بودند و لباسهای مبارک پیامبر را بر جنازه ی شریف پیچیده بودند. خضر علیه السلام آمد و کنار درب آن اتاق ایستاد و گفت: «السلام علیکم یا اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم» هر کسی مزه ی مرگ را می چشد. خداوند به شما در روز قیامت اجر عنایت کند؛ پس شما به خدا توکل و اطمینان داشته باشید و برای من و خودتان از خداوند طلب آمرزش کنید. در این هنگام حضرت علی علیه السلام فرمود: این شخص برادرم خضر است که آمده تا رحلت پیامبر را به شما تسلیت بگوید.(2)
این روایت را بیهقی در کتاب (الدلائل) نیز آورده است؛ با این تفاوت که گفته: خضر درب مسجد ایستاد و این سخنان را به مردم گفت و مردم را تسلیت داد.(3)