خضر در ادبیات صفحه 59

صفحه 59

ص:68

در داستان موسی و خضر، می توان موسی را در مرتبه ی نفس لوّامه یا مظهر عقل دانست و یوشع را که خدمتکار موسی است، در مرتبه ی نفس امّاره و مظهرحس شمرد و خضر را که قصد موسی از سفر وصول به اوست، در مرتبه ی نفس مطمئنه و مظهر قلب یا آگاهی برتر به حساب آورد. به همین سبب است که با رسیدن موسی به خضر، «یوشع» ناپدید می شود و دیگر سخنی از وی در میان نیست و باز به همین سبب است که موسی که به خضر، رسیده است اما هنوز متعلق به اخلاق خضر نشده است و کاملاً در مرتبه ی خضر تحقق نیافته است در برابر کارهای خضر چون و چرا می کند. موسی از حالت نفس امّاره (فروآگاهی) به حکم آنکه پیامبر است و رسالت دارد و یک روی به خلق دارد بیرون می اید و از حالت نفس لوّامه (آگاهی) فراتر می رود اما به اقتضای رسالت به حالت نفس مطمئنه (فرا آگاهی) کامل که در وجود خضر به عنوان ولی کامل ممثل شده است، نمی رسد»(1).

شمس و مولانا (تکرار داستان موسی خضر)

سلطان ولد می گوید: رابطه ی مولانا با شمس همان رابطه ی موسی بود با خضر. مولانا با همه ی فضل و کمال و مقامات و کرامات و... همواره در طلب صحبت اولیای حق بود، سرانجام شمس را یافت.(2)

شمس می گوید: برای رسیدن به صفت لطف بود که موسی به دنبال خضر می گشت: آخر موسی با آن جلالت، از حضرت خضر و محبت او استکمال این صفت لطف می خواست و تا این لطافت حاصل شود توبه ها می کرد. بیان شور و علاقه ی موسی به صحبت خضر در عین حال رمزی از همان شور وشوقی است که مولانا در جستجوی کامل تبریزی دارد. موسایی که با وجود استغراق در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه