خضر در ادبیات صفحه 65

صفحه 65

ص:74


1- (1) اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، ص 28 و 29.

از کوزه ی شیخ از آن موضع که خضر آب خورده بود، آب خورد و بیرون آمد. وقتی که عمه به صومعه ی خویش آمد. شیخ به صومعه آمد و آن حال عمه به کرامت بدید و با عمه هیچ نگفت، خادم را آواز داد که تا آن سوارخ که به صومعه ی عمه بود برآوردند(1).

بوالعباس قصاب

دیدار با خضر از کرامتهای اولیاست. سالک پس از تحمل ریاضتها و سفرها پس از آن که از ارشاد دیگران بهره برده است. در آخرین مراحل، خضر ارشاد او را به عهده می گیرد و پس از دیدار با خضر است که سالک، ولی کامل می شود و خلق را راهبر می گردد.

«یکی به نزدیک شیخ ابوسعید ابوالخیر آمد و گفت: ترا کرامتهای بسیار است اکنون از آن یکی بنمای، شیخ گفت: یکی به نزدیک ابوالعباس قصاب درآمد وهمین سوال کرد. شیخ ابوالعباس گفت: می بینی آن چیست کی آن، نه کرامات است آنچه آنجا بینی، پسر قصابی بود که از پدر قصابی آموخت. چیزی نمودند و او را بربودند. به بغداد تاختند. پیر شبی او را به مکه فرستاد و از مکه به مدینه فرستاد واز مدینه به بیت المقدس، خضر را بدو نمودند و در دل خضر افکند تا این [ابوالعباس قصاب] را قبول کرد و صحبت افتاد و اینجا بازآورد و عالمی را روی به وی آورد. تا از خراباتها می ایند و از ظلمتها بیزار می شوند و توبه می کنند و... کرامت بیش از این بود»(2).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه