خضر در ادبیات صفحه 66

صفحه 66

ص:75


1- (1) اسرار التوحید، ص 285 و 286.
2- (2) مقامات ابوسعید ابوالخیر، ص 293.

محمدبن علی ترمذی

«شیخ با خطروفانی از اوصاف بشر، ابو عبدالله محمدبن علی الترمذی (رض) اندر فنون علم کامل و امام بود و ویرا مناقب بسیار است یکی از آن جمله، این است که با خضر پیغامبر علیه السلام صحبت داشته بود و ابوبکر وراق ترمذی که مرید وی بود روایت کند که هر یکشنبه خضر به نزدیک وی آمدی و واقعه ها از یکدیگر بپرسیدندی»(1).

باز هم ابوبکر وراق ترمذی حکایت کند که: «محمد بن علی حکیم (رض) جزوی فرا من داد که اندر جیحون انداز، مرا دل نداد. اندر خانه بنهادم و بیامدم و گفتم: انداختم، گفت: چه دیدی؟ گفتم: هیچ ندیدم. گفت نینداخته ای بازگرد و اندرآب انداز، بازگشتم و دلم را وسواس آن برهان بگرفت و آن اجزا را اندر آب انداختم. آب به دو پاره شد و صندوقی بر آمد سرباز چون اجزا اندر او افتاد سر فراهم شد. باز آمدم و حکایت کردم. گفت: اکنون انداختی، گفتم: ایها الشیخ، سرّ این حدیث چه بود؟ با من بگوی. گفت: تصنیفی کرده بودم اندر اصول و تحقیق که فهم و ادراک آن نمی توانست. برادر من خضر از من بخواست. این آب را خداوند تعالی فرمان داده بود تا آن بدو رساند»(2).

روزبهان بقلی

همچنین مریدان روز بهان بقلی از دیدارهای مکرر او با خضر سخن گفته اند. و نیز از رویاهایی که از خضر داشته. (روز بهان بقلی در یکی از رؤیتها می بیند که آن راهنمای روحانی فناناپذیر، خضر، میوه ی معرفت را به او می دهد.

روزبهان گوید: درآن زمان من از علوم حقایق بی خبر بودم. خضر علیه السلام را دیدم و او سیبی به من داد و من پاره ای از آن را خوردم. سپس او به من گفت: «همه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه