خضر در ادبیات صفحه 79

صفحه 79

ص:88


1- (1) تذکره الاولیاء، عطار، ص 682.
2- (2) تذکره الاولیاء، عطار، ص 621-620.
3- (3) طبقات الصوفیه، ص 287.

غیرت حق دست عاشق را در مراد خواهی باز نمی گذارد و همین که نظر او به خود و احوال خود متوجه شود، آتش غیرتش در هم سوزاند.

چنان که ابراهیم ادهم می گفت:

«در طریق حج، بذات العرق رسیدم. هفتاد مرقّع پوش را دیدم که خون از گوش و بینی آنها گشاده بود و به خواری جان داده بودند در آن میان یکی را نیم مرده یافتم، از او پرسیدم: که این چه حالت است؟ گفت: ای ابراهیم! بترس از دوستی که از غیرت، ما را مانند کافران روم در خاک و خون کشید؛ ما هفتاد تن بودیم که عزم کعبه کردیم و پیش از سفر عهد بستیم که خاموشی گزینیم و جز خدا اندیشه ی دیگر کس نکنیم و به غیر ننگریم و جمع باشیم. وقتی به ذات العرق رسیدیم خضر ما را استقبال کرد و سلام گفت: و ما را این حالت خوش آمد که شایسته ی اقبال خضر شده ایم. همین که این خاطر بر دل ما بگذشت، در باطن برما گفتند: ای کژ روان بی خور و خواب و مدعیان دروغ زن که عهد نگه نمی دارید و به غیر ما مشغول می شوید؛ اینک خون شما را بریزیم. ای ابراهیم! حذر کن از معشوقی که بی باکانه خون عاشقان می ریزد»(1).

شیخ الاسلام گفت:

کی شیخ ابوالحسن خرقانی مرا گفت: در میان سخنان که با من می گفت که ار با خضر صحبت یا وی توبه کن و اگر از هری در شبی به مکه شوی از آن توبه کن(2).

بعضی از بزرگان با این که خضر را می شناختند و به عظمت او آگاه بودند ولی در برابر غیر حق سر فرو نمی آورند و از حق به خلق نمی پرداختند؛ «شیخ الاسلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه