خضر در ادبیات صفحه 80

صفحه 80

ص:89


1- (1) نقد و تحلیل آثار عطار (الهی نامه) ص 228-227.
2- (2) طبقات الصوفیه، ص 288.

گفت: ابوبکرکتّانی صحبت دار خضر بود علیه السلام خضر با وی استاخ بود و گفت: چون در مسجد صنعا بودم به یمن، بر عبدالرزّاق حدیث می خواندند و در گوشه ی مسجد جوانی بود سر در گریبان فرو برده، بر او رفتم و گفتم: بر عبدالرّزاق حدیث می خوانند و تو اینجا فرا نشسته، چرا نمی روی تا از وی بشنوی؟ مرا گفت: من ایدر از رزّاق می شنوم تو مرا به عبدالرزّاق می خوانی؟ گفتم: ار راست می گویی، من کیم؟ گفت: خضر و سر در گریبان فرو برد».

تعالیم خضر

بی گمان صوفیانی که دم از دیدار خضر می زدند و خود را شاگرد خضر می دانستند این ادعا را هم داشتند که از او چیزهایی آموختنه اند؛ آدابی، ذکری، حدیثی، سخنی و اقوال او کم کم در بین آنها رایج می شد و فصلی به آدابشان می افزود و یکی از این تعالیم، مسبّعات است که شیخ شهاب سهروردی آن را از قوت القلوب ابوطالب مکی نقل کرده است:

«... بعد مسبّعات که از تعالیم خضر علیه السلام است. ابراهیم تیمی رحمه الله گفت که: روزی در حرم مکه نشسته بودم در فنای کعبه مردی بیامد و بر من سلام کرد، بس نیکو روی و خوش خوی. از وی سوال کردم؛ تو کیستی؟ گفت: من خضرم. آمده ام تا بر تو سلام کنم و با تو برادری افکنم و تبرّک و هدیه ای آورده ام سخت نفیس که مشتمل است بر ثوابهای بسیار. گفتم: آن چیست؟

گفت: آنکه پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب «هفت بار سوره ی الحمد و هفت بار قل اعوذ برب الناس و هفت بار قل اعوذ برب الفلق و هفت بار قل هو الله احد و هفت بار قل یا ایها الکافرون و هفت بار ایه الکرسی و هفت بار سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و هفت بار صلوات و هفت بار اللّهم اغفر لی و لوالدی و للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات و هفت بار اللّهم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه