خضر در ادبیات صفحه 90

صفحه 90

ص:99


1- (1) فرهنگ نمادها، ص 347.
2- (2) دایره المعارف تشیع، ج 1، ص 36.

نشان گیاهی را به وی داد که در ته دریاست و خوردن آن جوانی می بخشد. گیلگمش در بازگشت آن گیاه را به دست آورد؛ اما وقتی در راه بر سر چاه آب سردی درنگ کرد که خود را در آن شست و شو دهد، ماری دریایی آن گیاه را دزدید و گیلگمش تهیدست و دل شکسته بازگشت.

از این پس آب حیات وارد زندگی قهرمانان می شود. یکی از کسانی که از آن برخوردار شد، آشیل (اخیلُس)، پسر پلیوس و تتیس بود که از پهلوانان ایلیاد و از قهرمانان برجسته جنگ تروا بود. مادرش تتیس که دلهره ی مرگ وی را داشت او را در رود استوکس، رودی در عالم زیرزمین (هادس) فرو برد تا رویین تنش گرداند؛ ولی آب به پاشنه ی او که در دست مادر بود نرسید و شاهزاده ی تراوایی، پاریس، بعدها از همین نقطه ضعف آشیل آگاه شد و تیری بر پاشنه اش رها کرد و نابودش گرداند.

در میان داستان های کهن فارسی، اسفندیار، قهرمان رویین تن داستان های ملّی ایران، زندگی مشابهی با آشیل دارد(1). آب سرچشمه رویین تنی و بی مرگی اسفندیار است(2).

انسان خیال پرداز گاه آرزوی جاودانگی و بی مرگی را در وجود پهلوانی چون اسفندیار تجسّم می بخشد. اما نه خدایان و پیامبران و مقدسان می توانند مرگ را چاره کنند و نه هیچ چیز دیگری، نه اسفندیار از دام مرگ می رهد و نه آخیلوس و شمشون و زیگفرید و نه رویین تنان دیگر. حتی مرد خداواری چون کریشنا، زیباترین و انسانی ترین تجسم ویشنو خدای بزرگ آفتاب با آنکه از سرنوشت خود آگاه است؛ نمی تواند از آن بگریزد و سرانجام زندگی این جهانی را از دست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه