دانستنیهای نهج البلاغه صفحه 115

    صفحه 115

    رام تو نگردم که خوارم سازی و سر به فرمان تو ننهم که مرا هرجا خواهی بکشانی . (348)

    353. امام هدایتگر

    اءنما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمه ، یستضی ء به من ولجها

    مثل من در میان شما مثل چراغی است در تاریکی که هر کس به سوی نور او شتابد از او نور و روشنی جوید. (349)

    354. امید به دنیا

    ساءل معاویه ضرار بن ضمره الشیبانی عن اءمیرالمؤ منین علیه السلام : فقال : اشهد لقد راءیته فی بعض مواقفه و قد اءرخی اللیل سدوله و هو قائم فی محرابه قابض علی لحیته ، یتململ تململ السلیم و یبکی بکاء الحزین و یقول : یا دنیا یا دنیا، اءلیک عنی ! اءبی تعرضت ؟اءم الی تشوقت ؟لا حان حینک هیهات ! غری غیری ، لا حاجه لی فیک ، قد طلقتک ثلاثا لا رجعه فیها! فعیشک قصیر، و خطرک یسیر، و اءملک حقیر. آه من قله الزاد، و طول الطریق ، و بعد السفر، و عظیم المورد

    معاویه از ضرار بن ضمره شیبانی درباره امیرالمؤ منین علیه السلام پرسید، ضرار گفت : گواهی می دهم که در شبی تاریک او را دیدم که در محرابش ایستاده و محاسنش را گرفته است و مثل مارگزیده به خود می پیچد و مانند مصیبت زده گریه می کند و می فرماید: ای دنیا! از من دور شود، آیا خود را به من عرضه می کنی ! یا آرزومند منی ؟مباد آن روز که مرا بفریبی ، هیهات ! دیگری را بفریب ، مرا به تو نیازی نیست ، من تو را سه طلاقه کرده ام که رجوعی در آن نیست ، زندگی در تو کوتاه است و اهمیت تو اندک و امید به تو حقیر. آه از کمی توشه و

    درازی راه و دوری سفر و عظمت آن جا که وارد می شویم . (350)

    355. بی ارزش دنیا

    و لله لدنیا کم هذه اءهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم

    کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
    نرم افزار موبایل کتابخانه

    دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

    دانلود نرم افزار کتابخانه