رام تو نگردم که خوارم سازی و سر به فرمان تو ننهم که مرا هرجا خواهی بکشانی . (348)
353. امام هدایتگر
اءنما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمه ، یستضی ء به من ولجها
مثل من در میان شما مثل چراغی است در تاریکی که هر کس به سوی نور او شتابد از او نور و روشنی جوید. (349)
354. امید به دنیا
ساءل معاویه ضرار بن ضمره الشیبانی عن اءمیرالمؤ منین علیه السلام : فقال : اشهد لقد راءیته فی بعض مواقفه و قد اءرخی اللیل سدوله و هو قائم فی محرابه قابض علی لحیته ، یتململ تململ السلیم و یبکی بکاء الحزین و یقول : یا دنیا یا دنیا، اءلیک عنی ! اءبی تعرضت ؟اءم الی تشوقت ؟لا حان حینک هیهات ! غری غیری ، لا حاجه لی فیک ، قد طلقتک ثلاثا لا رجعه فیها! فعیشک قصیر، و خطرک یسیر، و اءملک حقیر. آه من قله الزاد، و طول الطریق ، و بعد السفر، و عظیم المورد
معاویه از ضرار بن ضمره شیبانی درباره امیرالمؤ منین علیه السلام پرسید، ضرار گفت : گواهی می دهم که در شبی تاریک او را دیدم که در محرابش ایستاده و محاسنش را گرفته است و مثل مارگزیده به خود می پیچد و مانند مصیبت زده گریه می کند و می فرماید: ای دنیا! از من دور شود، آیا خود را به من عرضه می کنی ! یا آرزومند منی ؟مباد آن روز که مرا بفریبی ، هیهات ! دیگری را بفریب ، مرا به تو نیازی نیست ، من تو را سه طلاقه کرده ام که رجوعی در آن نیست ، زندگی در تو کوتاه است و اهمیت تو اندک و امید به تو حقیر. آه از کمی توشه و
درازی راه و دوری سفر و عظمت آن جا که وارد می شویم . (350)
355. بی ارزش دنیا
و لله لدنیا کم هذه اءهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم