375. ذکر فضایل
یذکر فضائله علیه السلام بعد وقعه النهروان -: فقمت بالامر حین فشلوا، و تطلعت حین تقبعوا و نطقت حین تعتعوا، و مضیت بنور الله حین وقفوا
در این سخن فضایل خود را پس از حادثه نهروان بیان می دارد: من قیام به وظیفه نمودم در آن هنگام که دیگران ناتوان شدند و شکست خوردند و از افق بالاتری نگریستم در ان هنگام که دیگران سر در لاک خود فرو برده بودند و سخن با صراحت گفتم ، در آن هنگام که آنان را کد گشته و متوقف بودند. (371)
376. تاسف بر نادان مخور!
من کتابه اءلی سهل بن حنیف و هو عامله علی المدینه ، فی قوم من اءهلها لحقوا بمعاویه -:
فکفی لهم غیا و لک منهم شافیا، فرار هم من الهدی و الحق ، و ایضاعهم اءلی العمی و الجهل
نامه ای است از آن حضرت به (سهل بن حنیف انصاری ) و او حاکم مدینه بود: برای از دست دادن کمک و یاری آنان تاءسفی به خود راه مده بس است برای اثبات گمراهی آنان و شفای دل تو از آزادی که به تو می دادند گریختنشان از هدایت و حق و شتافتن آنان به کوری و نادانی . (372)
377. ادای فضیلت
من کتاب له اءلی اءهلا البصره : مع اءنی عارف ... و لذی النصیحه حقه
نامه ای از آن حضرت ره اهل بصره : من فضیلت هر کسی از شما را که خیر خوه و خیر اندیش است ادا می کنم . (373)