مقدمه
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاه والسلام علي خير خلقه سيدنا محمد و آله الطيبين الطاهرين. در اوائل سال 1395 هجري- 1975 ميلادي، مجلهي عراقي «البلاغ» از من خواست كه دربارهي نهجالبلاغه و انتساب آن به امير مومنان علي عليهالسلام، مقالهاي بنويسم و سوال يكي از خوانندگانش را، كه در اين انتساب ترديد كرده بود، پاسخ دهم.
آن روز مقالهي نسبتا مبسوطي تحت عنوان «نهجالبلاغه از كيست؟» نوشتم و در آن، همهي ترديدها و شبهاتي را كه در نسبت اين كتاب به علي (ع) ساخته و مطرح شده بود،: بيان كردم و با رعايت ايجاز و حوصله و حدود مجله در نشر چنين مباحثي، به تمامي آن شبهات با دلايل كافي پاسخ گفتم.
پس از مدتي مجلهي مصري «الكاتب» شمارهي مربوط به ماه آيار 1975 م، انتشار يافت و اتفاقا به دست من رسيد. در اين مجله، استاد محمود محمد شاكر، در ضمن مقالهاي، به نهجالبلاغه و كساني كه آن را از علي (ع) ميدانند حمله كرده بود. در اين مقاله شدت ضعفهاي قلمتازي نويسنده به حدي بود كه بيشتر از تعجب و تقبيح، ترحم حقيقتجويان