دانشمندان و آگاهان اين زبان معتقدند سخن علي (ع) بعد از كلام خداوند تعالي و پيامبرش، برترين و بليغترين، در جوهر و مايه پربارترين، در شيوه و سبك بلندترين و در معني جامعترين كلام است [9].
دكتر زكي نجيب ميگويد: «هنگامي كه به همين منتخ كلمات امام علي (ع) كه شريف رضي برگزيده و بدان نهجالبلاغه نام نهاده است به دقت مينگريم، خود را در مقابل دنيايي از شگفتي تعبير و عمق معني، حيرت زده مييابيم.
اگر بخواهيم گفتههاي علي (ع) را تحت عناويني كلي قرار دهيم، ملاحظه ميشود كه بخش اعظم ان در اطراف سه موضوع اصلي: خدا، جهان و انسان دور ميزند و اين هر سه، موضوعاتي است كه همواره اهم كوش فيلسوفان در گذشته و حال، بدان برميگردد بدين ترتيب ميبينيم كه اگر چه علي نخواسته است خود را فيلسوف بنمايد ولي در حقيقت و از نظر جوهر انديشه 7 فيلوسف متفكري است و گفتههاي او با آثار فلاسفه تنها اين تفاوت را دارد كه آنان معمولا حاصل انديشهي خود را در نظام (معيني)، كه داراي مبادي و نتايج خاصي است، ارائه و بيان ميكنند، در حالي كه علي عبه مقتضاي احوال و موجباتي كه پيش آمده، نوشته و گفته است و چنين نظامي در كلمات وي ديده نميشود» [10].