ترديد پارهاي از نويسندگان
براي بعضي از گذشتگان دشوار بوده است كه بپذيرند نهجالبلاغه نمونهاي از كلام علي (ع) و نموداري است از خط مشي كلي او در دين و سياست و ادارهي مملكت و برنامهاي كه وي ميخواست در زمان خلافت خود آن را به اجرا درآورد. و از اين جهت آن را آماج تيرهاي شك و ترديد كردهاند و پنداشتهاند كه «نهجالبلاغه از سخنان علي (ع) نيست بلكه سيد رضي- كه آن را جمع كرده- خود ساخته و به آن حضرت نسبت داده است [11].
از متاخران هم گروهي مقلدوار به راه گذشتگان سابقالذكر رفته و بدون انديشه و تحقيق، همان شبهات و شكوك را تكرار كردهاند. از آن جمله جرجي زيدان است كه ميگويد: «بررسيهاي دقيق حكم ميكند كه بسياري از اين خطبهها به دليل اختلاف سبك و معني با اسلوب و شيوه و معاني متداول آن عصر از علي نباشد» [12].