280- يعقوبي، متوفي به سال 284- ابوحنيفه دينوري، متوفي در حدود سال 290- ابوجعفر صفار، متوفي به سال 290- ابوالعباس ثعلب، متوفي به سال 291- ابن المعتز، متوفي به سال 296- طبري، متوفي به سال 310- ابن دريد، متوفي به سال 321- ابن عبدربه، متوفي به سال 328- زجاجي، متوفي به سال 329- جهشياري، متوفي به سال 331- كندي، متوفي به سال 350- ابوالفرج اصفهاني متوفي به سال 356- و بالاخره قالي، متوفي به سال 356 هجري.
وقتي آثار اين بزرگان و سخنان علي عليهالسلام، را در مولفات آنان ميبينيم، درمييابيم كه سخن محمود محمد شاكر تا چه اندازه از حقيقت و راستي دور است، او ميگويد:
«در ميان سال وفات علي- رضي الله عنه- و جمعآوري اين مطالب حدود چهار قرن فاصله است، و شريف رضي يا برادرش مرتضي (كذا) اين اقوال را با اسنادي كه سلسلهي آنها به علي (ع) منتهي شود، ذكر نكردهاند.
بنابراين چگونه ميتوان به رواياتي كه بدون ذكر سندي صحيح به ما رسيده است اطمينان داشت، در حاليكه ميدانيم روزگاري طولاني با همهي تطاول و يغمايسش در ميان سالهاي زندگي علي و گردآوري گفتار او (ع) فاصله بوده است؟»
و همچنين از سخنان دكتر شفيعالسيد روشن ميشود كه وي تا چه اندازه به حقيقت نزديك است، او ميگويد:
«روشي كه رضي در ثبت اقوال علي (ع) به كار بسته است خود از عواملي است كه شكآوران، براي توجيه نظر خويش بدان استناد ميكنند. زيرا كه او عموما و در بيشتر موارد متني را ذكر ميكند بدون آنكه انتساب آن به امام علي به وسيلهي منابعي كه قبلا آن را ثبت كرده يا بزرگاني كه نقل نموده باشند تائيد شود.»
و نيز همين جا به درجهي ناتواني دكتر طه حسين در مراجعه