به منابع و ماخذ، و يا شتابزدگي دكتر الدسوقي در اظهار نظر وقتي از طه حسين نقل قول ميكند، و صحت و سقم اين گفته بر عهدهي اوست- ميتوان پي برد، او ميگويد:
«در بعضي از كتب تاريخي مانند طبري و بلاذري خطبههايي از امام علي نقل شده، و اين امر صحت نسبت و قبول آن خطبهها را ممكن ميسازد.»
گويي طبري و بلاذري دو مورخ استثنايي و بيهمتايند1 و گويي آنچه آن دو از سخنان امام نقل نكردهاند در كتاب ديگري نيامده، و مورخ ديگري ثبت نكرده است!
در پايان سخن، شايسته است گفتار خود دربارهي نهجالبلاغه را با مطلبي از خاورشناس نامدار فرانسوي، پروفسور هانري كربن، در باب اين كتاب بزرگ ختم كنيم، او ميگويد:
«بعد از قرآن و احاديث پيامبر اسم، نهجالبلاغه در درجهي اول اهميت قرار دارد، بايد گفت به طور كلي اين كتاب تنها به قلمرو حيات مذهبي تشيع محدود نيست بلكه تفكر فلسفي شيعه نيز به آن وابسته است و از آن مايه ميگيرد. از اين رو بايد نهجالبلاغه را از مهمترين سرچشمههايي به شمار آورد كه متفكران شيعه پيوسته از آن سيراب گشتهاند …
به علاوه بايد بدانيم كه تحت تاثير بسزاي اين كتاب، تنظيم ارتباط منطقي در كلام به وجود آمد، و روش استنتاج صحيح و اصولي پايهگذاري شد، و با خلق و ابداع بعضي از اصطلاحات فني و وارد كردن آنها به زبان ادب و فلسفهي عرب، مايهي غنا و رونق آن زبان گرديد. و همهي اينها در آن روز كاملا مستقل از تاثير آثار يوناني بود.» [61].