حتي خود شكآوران نيز چنين نظري ندادهاند. براي تاييد اين سخن، كافي است از قول دكتر شفيعالسيد- آخرين شكپردازان كه هرگز آخرين آنان هم نيست- بخوانيم كه ميگويد: «به علاوه با توجه به شهرتي كه امام در بلاغت سخن و استواري كلام، از آن برخوردار است، دور نيست كه اين سخنان، به سبب تركيب لفظي متين و سبك بيان شيوايي كه دارد، از وي باشد. [2] اما دستآويز ديگري كه به تازگي به چنگ اين آقايان افتاده، اين است كه با اصرار تمام ميخواهند ثابت كنند كه رابطهاي ميان «غلو» و انتساب نهجالبلاغه به امام (ع) وجود دارد. براي اينكه نشانههايي از اين مستمسك جديد را ببينيم، با هم جملات زير را ميخوانيم، دكتر شفيعالسيد ميگويد: بعضي از آنان- شيعيان- چنان در بالا بردن مقام علي غلو ميكنند كه وي را با پيامبران- كه خداوند آنها را به وحي برگزيده است- برابر مينهند و شريف رضي هم از اين دسته است. شريف رضي براي اينكه ثابت كند علي- رضي الله عنه- از همهي خطيبان و سخنوران برتر است و در ميدان سخن بر آنان سبقت دارد، در مقدمهي كتاب ميگويد: «عليه مسحه من العلم الالهي و فيه عبقه، من الكلام النبوي، يعني سخن علي نشانهاي از علم الهي و رايحهاي از كلام نبوي است». [3] و ما در جايي كه استاد زبان و ادب عربي از معني درست «مسحه و عبقه» غفلت دارد و از آن تنها غلو و برگزيدن به وحي را درمييابد، لزومي براي توضيح بيشتر نميبينيم.