تقليد كرده است، بروكلمان ميگويد: «حق اين است كه بگوئيم شريف مرتضي آن كتاب- نهجالبلاغه- را گردآورده است». [6].
اگر بروكلمان و جرجي زيدان و كساني كه به دنبال آنان رفتهاند به كتابهاي شريف رضي «حقايق التاويل» و «المجازات النبويه» - كه هر دو چاپ شده و به اندازهي كافي مشهورند- مراجعهاي كرده بودند، به خوبي درمييافتند كه بارها شريف رضي بدين موضوع، كه وي جامع نهجالبلاغه است، اشاره كرده است حقايق التاويل ص 167 و المجازات النبويه ص 40 و 60 و 152 و 189 و 285 از مغالطههايي كه دكتر شوقي ضيف در كتاب خود، تاريخ الادب العربي، العصر الاسلامي به كار بسته اين است كه ميخواهد اعتراف شريف رضي را به جمع نهجالبلاغه دليلي بر وضع آن قلمداد كند و من نميدانم از كي معني كلمهي جمع به وضع قلب شده است؟
4- مجله الكاتب شماره 170 ص 30.
5- الغدير علامه اميني ج 169 -164 /4.
و ديگري صدو يك شرح [7] ميداند.