بلاغت علي
اما هرگز اين درجهي برخورداري از اهميت، براي نهجالبلاغه دور از انتظار نيست، زيرا نهجالبلاغه همان كتابي است كه عزالدين بن ابيالحديد دربارهي صاحب آن ميگويد: «علي پيشواي اهل فصاحت و سيد ارباب بلاغت است. سخن وي فروتر از كلام خالق و فراتر از سخن مخلوق است و مردم گفتن و نوشتن را از وي آموختهاند.»
عبدالحميد بن يحيي كاتب ميگويد: «هفتاد خطبه از خطبههاي علي را حفظ كردم و در نتيجه، از طبع من چشمههاي سخن جوشيدن گرفت.»
ابننباته ميگو يد: «گنجينهاي از سخنوري اندوختهام كه حاصل اتفاق آن تنها افزايش و گسترش آن است. و اين گنج زاينده، صد فصل از مواعظ علي بن ابيطالب است.»
هنگامي كه محفن بن ابيمحفن به نزد معاويه آمد، گفت: «از پيش كندزبانترين مردم به نزد تو آمدم.» و غرضش علي (ع) بود.
معاويه جواب داد: «واي بر تو! چگونه ممكن است علي (ع) كند زبانترين مردم باشد؟ به خدا جز او كسي آئين فصاحت را به قريش نياموخته است». [8].
شيخ محمد عبده شاحر نهجالبلاغه ميگويد: «همهي