- س_رآغ_از 1
- درس اول : بهترین دل ها 5
- درس دوم : گروههای مردم 14
- درس سوم : دانش و دارایی 23
- درس چهارم : ثمره ی دانش 31
- درس پنجم : حیات جاودانه 38
- درس ششم : غربت دانش 45
- درس هفتم : مرگ دانش 51
- درس ششم : 57
- بخش چهارم : حجّت پایدار 57
- درس هفت_م : 67
- درس هشت_م : 73
- درس نه_م : 77
- بخش پنجم : ویژگیهای حجّت خدا 77
- درس ده_م : 81
هَمَج جمع هَمَجه : اصل این لغت یعنی مگس ریز ، نوعی پشه ، اما به مرم پست نیز گفته می شود.
رَعاعُ النّاس : مردم پست ، مردم بیهوده ، مردم رذل.
هَمَجٌ رَعاعٌ : تأکید است . یعنی مردم پست و فرومایه ای که مث_ل مگس و پشه هستند ، بی ارزش و چه بسا مزاحمند .
اَتْباع جمع تابِع : پیرو ، دنباله رو ، کلمات تبعیّت و متبوع و اتباع که در فارسی کاربرد دارند، از هم خانوداده های این لغت هستند .
ناعِق : اصل این لغت از نعیق است ، یعنی بانگ و فریاد چوپان برای جمع کردن گوسفندان، ناعق یعنی کسی که صدا می زند ، بانگ و فریاد برمی آورد .
یَمیلُون : میل می کنند ، این سو و آن سو می روند .
ریح : باد
لَمْ یَسْتَضیئُوا : پرتو و روشنایی نگرفته اند . مُسْتَضییٌ یعنی پرتو گیرنده ، از لغت ضوء به معنای نور .
لَمْ یَلْجَئُوا : پناه نبرده اند . ملجا یعنی پناهگاه . التجا و ملتجی از همین لغت هستند .
رُکن : پایه ، ستون .
وَثیق : استوار ، پابرجا. کلمات وثوق و موثق و وثیقه نیز از همین خانواده است .