- س_رآغ_از 1
- درس اول : بهترین دل ها 5
- درس دوم : گروههای مردم 14
- درس سوم : دانش و دارایی 23
- درس چهارم : ثمره ی دانش 31
- درس پنجم : حیات جاودانه 38
- درس ششم : غربت دانش 45
- درس هفتم : مرگ دانش 51
- بخش چهارم : حجّت پایدار 57
- درس ششم : 57
- درس هفت_م : 67
- درس هشت_م : 73
- درس نه_م : 77
- بخش پنجم : ویژگیهای حجّت خدا 77
- درس ده_م : 81
لَوْ أصَبْتُ : اگر می یافتم ، اصابت کردن در فارسی بیشتر به معنای برخوردن کاربرد دارد .
حَمَلَه : جمع حامل : در برگیرنده . در اینجا یعنی یادگیرنده
لَقِن : تیز فهم ، زیرک
غیر مأمون : کسی که نمی توان او را امین شمرد .
مَسْتَعْمِل : عمل کننده ، به کار گیرنده
مُسْتَظْهِر : برتری جو ، پیروزی طلب
نِعَم : جمع نعمت
حُجَج : جمع حجّت ، دلیل ، برهان
أولیاء : جمع ولیّ ، اینجا یعنی دوست
مُنقاد : مطیع ، فرمانبردار
بَصیره : آگاهی ، بینش
أحناء : جمع حِنو : جانب چیزی
یَنقدِح : آتش می افروزد
عارض : روی آورنده ، حادثه
شُبهه : مطلب باطل و نادرستی که شبیه حق است و آدمی را به اشتباه می اندازد .
ألا : آگاه باش
ذا : این
ذاک : آن
ترجمه ی عبارات چنین است :