- س_رآغ_از 1
- درس اول : بهترین دل ها 5
- درس دوم : گروههای مردم 14
- درس سوم : دانش و دارایی 23
- درس چهارم : ثمره ی دانش 31
- درس پنجم : حیات جاودانه 38
- درس ششم : غربت دانش 45
- درس هفتم : مرگ دانش 51
- بخش چهارم : حجّت پایدار 57
- درس ششم : 57
- درس هفت_م : 67
- درس هشت_م : 73
- درس نه_م : 77
- بخش پنجم : ویژگیهای حجّت خدا 77
- درس ده_م : 81
آمده است . از سویی دیگر ، عمق معانی و زیبایی کلام ، در دل همین واژه ها نهفته است و برای دستیابی به ژرفای نهج البلاغه دانستن معنای لغات ضروری است . ما می کوشیم معنای واژه ها را به وسیله ی لغات هم خانواده که در فارسی کاربرد دارد ، به ذهن شما نزدیکتر کنیم . به هر حال ، دوباره از شما درخواست می کنیم معنای لغات را خوب به خاطر بسپارید .
أخَذَ : گرفت . کلمه « مؤاخذه » به معنای بازخواست، و نیز « اتخاذ » به معنای گرفتن ، از هم خانواده های این کلمه است که در فارسی کاربرد دارد .
أخْ__رَجَن__ی : م_را ب_ی__رون ب_رد . واژه ای اس_ت که هم خان_واده های آن در فارسی کاربرد فراوان دارد . خارج، خروج ، اخراج ، مخارج و... از آن جمله است .
جَبّان و جَبّانَه : صحرا ، بیابان . به گورستان هم گفته می شود، چون نوعا گورستان در بیرون شهر قرار دارد . تَنَفَّسَ : آه عمی_ق کشی_د . از همان نفس کشیدن می آید. « تنفّس » یعنی نفس عمیق کشیدن .
صُعَداء : همان معنای آه کشیدن است ، همراه با غم و اندوه و رنج و ناراحتی . بنابراین « تَنَفَّس الصُّعَداءُ » یعنی آهی عمیق و غمبار کشید .
أوعِیَه جمع وِعاء است : ظرف . اصل این لغت از کلمه ی « وَعی » است به معنای در برگرفتن ، نگاه