حاکمیت و حکمرانی در نهج البلاغه صفحه 10

صفحه 10

سیاست

معنای لغوی سیاست

«سیاست» واژه ای عربی و برگرفته از ماده «ساس» «یَسُوس» است. پرورش، پروراندن، ریاست، سرپرستی، فرمان و دستور، امر و نهی و تدبیر امور. (1) مهم ترین معانی و کاربردهایی است که برای آن ذکر کرده اند.

به نظر می رسد معنای اصلی و حقیقی این واژه همان پرورش و پروراندن باشد، چنان که در فرهنگ عرب و در توضیح «ساسه الفرس» آمده است: «ای راضها» یعنی صاحب اسب به پرورش و تربیت آن اقدام کرد. این واژه با توسعه در مصداق، برای تربیت انسان ها، فرد و جامعه نیز به کار رفته است.

از آن جا که تربیت و پرورش به طور معمول با عناصری همچون تدبیر، امر و نهی، سرپرستی و ریاست همراه است؛ به گونه ای که این عناصر از لوازم آن به شمار می روند, ازاین رو واژه «سیاست» در این امور نیز به کار رفته است.

این واژه تقریباً با همین کاربردها از زبان عربی وارد زبان فارسی شد. این واژه, در کتاب های لغت فارسی به حکم راندن بر رعیت، اداره امور مملکت، حکومت کردن، عدالت و داوری، حفظ و حراست نیز تفسیر شده است. افزون بر این در مورد تنبیه، مجازات و تأدیب نیز به کار رفته است. (2)

واژه «سیاست» در منابع روایی نیز به معنای ریاست، سرپرستی، تربیت،


1- (1) . مجمع البحرین، ذیل ماده ساس. المعجم الوسیط، ذیل ماده ساس. لسان العرب، ج6، ذیل ماده سوس.
2- (2) . محمد، معین، فرهنگ فارسی، ذیل ماد سیاست و ر. ک: کتاب های لغت نامه دهخدا، فرهنگ فلسفه سیاست.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه