- سخن ناشر 1
- اشاره 9
- مقدمه 9
- معنای لغوی سیاست 10
- معنای اصطلاحی سیاست 12
- سیاست در نهج البلاغه 17
- حکومت 21
- معنای لغوی حکومت 21
- معنای اصطلاحی حکومت 23
- حکومت در نهج البلاغه 25
- اشاره 32
- مقدمه 32
- ضرورت حکومت 32
- عدالت 59
- اشاره 59
- مقدمه 59
- اشاره 59
- مفهوم عمیق و همه جانبه عدالت گرایی از دیدگاه امام علی(علیه السلام) 60
- عدالت، جمال سیاست و حکومت 64
- عدالت خواهی و عدالت گرایی در حکومت امام علی(علیه السلام) 70
- اشاره 88
- آزادی 88
- آزادی فلسفی 89
- آزادی عرفانی یا معنوی 92
- آزادی اجتماعی 97
- وحدت 118
- امنیت 135
- تعلیم و تربیت 149
- اشاره 167
- مقدمه 167
- شرایط حاکم 168
- وظایف حاکم 186
- اشاره 200
- قضاوت 211
- نقش مردم در حکومت 220
- مردم 220
- حقوق و وظایف مردم و حاکم 230
- نامه 53 نهج البلاغه (عهدنامه مالک اشتر) 253
- اشاره 253
- اشاره 262
- الاول) افضل العسکریین 263
- اول) سیمای نظامیان 264
- دوم) سیمای قضات و داوران 266
- الثانی) افضل القضاه 266
- الثالث) افضل المسئولین 267
- الرابع) صفات الدّافعین للزّکاه 268
- سوم) سیمای کارگزاران دولتی 268
- چهارم) سیمای مالیات دهندگان 269
- الخامس) افضل الکُتّاب 270
- پنجم) سیمای نویسندگان و منشیان 271
- ششم) سیمای بازرگانان و صاحبان صنایع 272
- السابع) المحرومون 273
- هفتم) سیمای محرومان و مستضعفان 274
- الثامن) الاخلاق الخاصّه للوالی 275
- هشتم) اخلاق اختصاصی رهبری 276
- التاسع) اخلاق القیاده مع الاقارب 277
- نهم) اخلاق رهبری با خویشاوندان 278
- العاشر) اسلوب مواجهه الأعداء 278
- دهم) روش برخورد با دشمن 279
- الحادی عشر) التحذیرُ من الدّم الحرام 280
- دوم) هشدار از خودپسندی 281
- یازدهم) هشدارها 281
- الثانی) التحذیر من الأنانیه 281
- اول) هشدار از خون ناحق 281
- الرابع) التحذیر من العجله 282
- سوم) هشدار از منّت گذاری 282
- چهارم) هشدار از شتابزدگی 282
- الثالث) التحذیر من المنّ 282
- پنجم) هشدار از امتیاز خواهی 283
موریس دوورژه علم قدرت، (1) ریمون آرون، تصمیم گیری درباره مسائل ناهمگون (2) را سیاست و هارولدلاسکی سیاست را مطالعه دولت (3) می داند و دیگران نیز به عناصر دیگری در تعریف سیاست اشاره کرده اند. (4)
پرداختن به این تعاریف در این قسمت، نه مقدور است و نه مطلوب؛ چرا که این دیدگاه ها بر پیش فرض های معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی خاصی استوار است که نتیجه نظریه های نویسندگان پس از رنسانس است و طبیعی است که در موضوع مورد بحث این کتاب جایگاهی ندارد. بنابراین به بیان چند تعریف از سیاست بر مبنای دیدگاه دانشمندان و متفکران بزرگ اسلامی در گذشته و حال بسنده می کنیم.
فارابی معتقد است که سیاست یکی از راه های رسیدن جامعه به سعادت است. او می نویسد:
راه ایجاد فضلیت در وجود انسان آن است که افعال و سنن فاضله پیوسته در شهرها و در میان امت ها رایج و شایع باشد؛ این کار امکان پذیر نیست، مگر به وسیله حکومتی که در پرتو آن، این افعال و سنن و ملکات اخلاقی در شهرها و در میان مردم رواج یابد... حاصل این خدمت را «سیاست» می گویند. (5)
خواجه نصیرالدین طوسی نیز سیاست را هم ردیف تدبیر می داند و آن را به سیاست و تدبیر اموال، خانواده، اولاد، خدم و عبید و سیاست مدن تقسیم و همه را جزئی از
1- (1) . موریس دوورژه، اصول سیاست، ترجمه ابوالفضل قاضی، ص3 و8.
2- (2) . عبدالحمید، ابوالحمد، مبانی علم سیاست، ج1، ص25.
3- (3) . هارولد، لاسکی، مقدمه ای بر سیاست، ترجمه منوچهر صفا، ص15.
4- (4) . عبدالرحمان، عالم، بنیادهای علم سیاست، ص24 و مک آیور، جامعه و حکومت، ترجمه ابراهیم علی کنی، ص29.
5- (5) . ابونصر، فارابی، احصاء العلوم، ص5.