حاکمیت و حکمرانی در نهج البلاغه صفحه 15

صفحه 15

کفایی» می داند و اگر کسی بگوید من اهل سیاست نیستم، من کاری با سیاست ندارم، یعنی من اهل حیات معقول نیستم وکاری با حیات معقول ندارم. (1)

با توجه به رویکرد دین مدارانه عالمان و متفکّران اسلامی به سیاست، چرا عموم مردم، حتی بعضی از خواص، سیاست را بد می دانند؟

پاسخ این است که تمایلات بشری قداست و عظمتی که در معانی آنها وجود دارد، واژه «سیاست» را نیز مانند بعضی از واژه های دیگر مثل آزادی، (2) علم، استعمار و ... را به نابودی کشانده شده است؛ به گونه ای که وقتی سخن از آزادی به میان می آید، بی بند و باری که مغایر همه اصول و قواعد ارزشی انسانی است، در ذهن انسان تداعی می شود؛ کلمه علم، یادآور موشک های کشتار جمعی، بمب های شیمیایی و امثال آن است و یا کلمه استعمار که در لغت به معنای آبادانی و عمران است، به معنای غارت و چپاول به کار برده می شود.

کلمه «سیاست» نیز به دلیل کاربرد زیاد آن در فرصت طلبی ها، نیرنگ بازی ها، دروغ ها و زورگویی ها معنای منفی پیدا کرده است و سیاست مدار در چهره یک فرد حقه باز، شیاد و نابکار تجلّی پیدا کرده است.

محمد عبده شاگرد سید جمال، در جواب سلاطین وقت که خیلی بر او فشار آوردند، نوشت:

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ لَفْظ ساسَ یَسُوسُ سِیاسَته» و به همین دلیل از سیاست دوری جست.

امام خمینی(ره) ضمن بیان خاطره ای از آیه الله سید ابوالقاسم کاشانی گفت: روزی رئیس زندان قلعه فلک الأفلاک از آیه الله کاشانی که در آن جا زندانی بود، پرسید:


1- (1) . همان، ص48.
2- (2) . ای آزادی که لفظت، خوشبخت ترین لفظها و معنایت، بدبخت ترین معانی است. ای آزادی! چه زنجیرهای گران باری که به نام تو به دست و پای انسان نبسته اند. محمدتقی جعفری.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه