حاکمیت و حکمرانی در نهج البلاغه صفحه 221

صفحه 221

واگذار می کنند و از مردم می خواهند تا نقش خود را بر عهده بگیرند و خواسته های نخبگان را تحقق بخشند؛

در این جا نیز مردم هیچ نقش اساسی در حکومت ندارند و مردم به اندازه مورد نیاز صاحبان قدرت و حکم فرمایان اعتبار می یابند و دوام و ادامه این اعتبار تا زمان رفع نیاز است؛

بنابر باوری دیگر، نقش اصلی و کلیدی در حکومت از آن مردم است، بدین معنا که حکومت بدون خواست و مشارکت مردم تحقق نمی یابد و بدون اقبال و رأی مردم مشروعیت سیاسی پیدا نمی کند، بدون حضور و مشارکت همه جانبه مردم به درستی اداره نمی شود، با به حاشیه بردن مردم، حکومت سلامت نخواهد داشت و راست قامت نخواهد بود.

بنابراین مردم نقش ایجادی، ابقایی و اصلاحی دارند؛ به گونه ای که تحقق حکومت، صلاح و سامان و پابر جایی آن و سیر به سوی اهداف آن به مردم بستگی دارد. (1)

در اندیشه سیاسی و سلوک حکومتی امام علی(علیه السلام) مردم چنین نقشی دارند. امیر مؤمنان علی(علیه السلام) تحقق حکومت خود را این گونه معرفی کرده است:

آری به حق آن که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور حاضران و اتمام حجت با اعلام وجود ناصران نبود... بی تأمل رشته حکومت را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم و چون گذشته خود را به کناری می کشیدم. (2)

پس از بیست و پنج سال، مردم به صورت یکپارچه و سر از پا نشناخته و در


1- (1) . مصطفی، دلشاد، حکومت حکمت، ص111.
2- (2) . نهج البلاغه، خطبه3.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه