- ستایشگری پروردگار در خور کیست؟ 1
- نعمتهای خدا را نمی توان شمرد 11
- حق خدا را نمی توان ادا کرد 20
- حق خداوند بر مردم چیست 21
- چرا بشر نمی تواند حق خدا را ادا کند 23
- چگونه می توان حق خداوند را ادا نمود 23
- اندیشه ها به کنه ذاتش نرسد 27
- ادراک از راه حواس ظاهری 28
- ادراک از راه آثار 28
- صفات خدا را حدی و نهایتی نیست 31
- آفرینش موجودات 41
- پخش بادها 46
- فایده کوهها 58
- دین و مراتب کمال آن 66
- بیان نتیجه آخرین بخش از جمله نهم 81
- اشاره ی حسی 85
- خداوند قابل اشاره و شمارش نیست 85
- اشاره ی عقلی 86
- خدا جایی ندارد و جایی هم خالی از او نیست 89
- وجود خدا حادث و مسبوق به نیستی نیست 95
- خدا با همه چیز هست و از هیچ چیز جدا نیست 97
- فعل خدا 102
- بینائی خدا 104
- خدا در تنهائیش نیاز به مونس نداشت 107
- چرا خداوند مونس آرامش بخش نمی خواهد 108
- ایجاد خدا 111
- پی گیری گفتار پیشین 116
- علم و احاطه خدا پیش از آفرینش 122
خدا ناتوان است و در ناتوانی او همین مقدار بس است که نعمتهائی را که خدا بوی داده بر حفظ و بقای آن قادر نیست تا چه رسد که بتواند نعمتی بوجود آورد!
درباره ی حضرت داود روایت شده که «اوحی الله الی داود اشکرنی حق شکری قال الهی کیف اشکرک حق شکرک و شکری ایاک نعمه منک فقال الان شکرتنی»(1).
(خداوند به داود وحی نمود که آن طوری که سزاوار سپاسگزاری من است مرا سپاسگزار، داود گفت خدا
چگونه تو را آنطوری که سزاوار تو است سپاسگزارم و حال آنکه سپاسگزاری من هم نعمتی از جانب تو است؟ خدا فرمود اینک شکر مرا به جا آوردی).
یعنی اقرار به ناتوانی از شکر من، شکری است که سزاوار من است. و از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود در مطالبی که به موسی (ع) وحی شد این بود که خدای عزوجل به موسی فرمود «یا موسی اشکرنی حق شکری فقال یا رب و کیف اشکرک حق شکرک و لیس من شکر اشکرک به الا و انت انعمت به علی؟ قال یا موسی الان شکرتنی حین