پرتوی از انوار نهج البلاغه صفحه 34

صفحه 34

هم جسم دارند، او رشد می کند، جانداران هم رشد می کنند، او حرکت و احساس دارد، سایر جانداران هم حرکت و احساس دارند و چیزهای دیگری در او می بینیم که سایر جانداران فاقد آنها هستند، انسان عقل و شعور و فکر دارد، از فصایا نتیجه گیری می کند، قوه بیان و کتابت دارد و می تواند مطالبی که در ذهن اوست بیان کند و بنگارد از این بررسی می یابیم که انسان از دو قسمت تشکیل یافته است: یک قسمت چیزهائی که با جانداران دیگر مشترک است که از آنها به «ما الاشتراک» تعبیر می کند و قسمت دیگر چیزهائی که ویژه ی اوست که از آنها به «ما به الامتیاز» تعبیر می نمایند. این نوع تحلیل را تحلیل عقلی می گویند. با این توضیح روشن شد که تجزیه و تعیین حدود برای موجودی وقتی میسر است که آن مرکب باشد به ترکیب حسی و یا به ترکیب عقلی.

و چون وجود خدا از هر جهت بسیط است و از انواع ترکیب منزه می باشد قابل تجزیه و تعیین حدود نیست(5) و نمی توان او را تعریف نمود. و از این جهت امام چهارم (ع) می فرماید: «لو اجتمع اهل السماء و الارض ان یصفوا الله بعظمته لم یقدروا»(6) (اگر اهل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه