- ستایشگری پروردگار در خور کیست؟ 1
- نعمتهای خدا را نمی توان شمرد 11
- حق خدا را نمی توان ادا کرد 20
- حق خداوند بر مردم چیست 21
- چگونه می توان حق خداوند را ادا نمود 23
- چرا بشر نمی تواند حق خدا را ادا کند 23
- اندیشه ها به کنه ذاتش نرسد 27
- ادراک از راه آثار 28
- ادراک از راه حواس ظاهری 28
- صفات خدا را حدی و نهایتی نیست 31
- آفرینش موجودات 41
- پخش بادها 46
- فایده کوهها 58
- دین و مراتب کمال آن 66
- بیان نتیجه آخرین بخش از جمله نهم 81
- اشاره ی حسی 85
- خداوند قابل اشاره و شمارش نیست 85
- اشاره ی عقلی 86
- خدا جایی ندارد و جایی هم خالی از او نیست 89
- وجود خدا حادث و مسبوق به نیستی نیست 95
- خدا با همه چیز هست و از هیچ چیز جدا نیست 97
- فعل خدا 102
- بینائی خدا 104
- خدا در تنهائیش نیاز به مونس نداشت 107
- چرا خداوند مونس آرامش بخش نمی خواهد 108
- ایجاد خدا 111
- پی گیری گفتار پیشین 116
- علم و احاطه خدا پیش از آفرینش 122
نطفه در رحم را
به صورت انسانی در می آورد چنانچه در قرآن از قول حضرت ابراهیم می گوید «الا الذی فطرنی فانه سیهدین»(2).
(مگر خدائی را که مرا ایجاد کرد، که او بزودی هم مرا هدایت خواهد نمود).
و اگر درباره ی چیزی باشد که مایه ی موجودی قبلا نداشته است، به معنی ابداع است، یعنی نو پدید آوردن بدون اینکه مایه و نمونه ای داشته باشد، چنانچه این معنی از آیه ی 53 سوره ی اسراء روشن می گردد «فسیقولون من یعیدنا قل الذی فطکم اول مره» (کفار می گویند چه کسی پس از مردن ما را برمی گرداند بگو آن کسی که در نخستین بار (که چیزی نبودید) شما را آفرید. یعنی آن خدائی که شما را بی مایه ایجاد نمود، اینک که مرده اید و اجزاء شما پراکنده شده باز می تواند آن اجزاء را جمع و صورت بندی کند.
در این آیه مقابله ی میان سوال منکرین معاد با جواب خداوند دلیل روشنی است بر اینکه مقصود از فطر بی مایه ایجاد نمودن است.
نکته ی دوم کلمه ی بقدرته در عین اینکه یکی از صفت ثبوتیه پروردگار که منشاء بسیاری از صفات دیگر است یعنی قدرت را اثبات می کند اشاره به جواب از اشکالی است که از طرف بعضی از فلاسفه طرح شده که چگونه ممکن است خدا جهان را بی مایه ایجاد کند؟