پرتوی از انوار نهج البلاغه صفحه 96

صفحه 96

پایان دارد و در اصطلاح آن را حادث گویند.

امام علیه السلام در جمله ی اول می فرماید خداوند هستی دارد ولی هستی او به هیچ طرفی محدود نیست نه آغاز دارد و نه پایان، او حادث نیست، همیشه بوده و همیشه خواهد بود و چنین نیست که زمانی نبوده و سپس بود شده و باز نابود گردد، او خالق زمان است و وجودش دارای زمان نیست، بنابراین جمله ی مزبور حدوث زمانی را از خدا سلب می کند. ولی اینکه موجودی دارای زمان بناشد منافات ندارد با اینکه در وجود پیدا کردن نیازمند به علت باشد، یعنی وجودش در رتبه ی بعد از وجود علتش باشد، اگر چه فاصله ی زمانی

نداشته باشند، زیرا قدیم بودن غیر از بی نیازی از علت است و موجود قدیم قابل تقسیم است به: موجود نیازمند به علت و موجود بی نیاز از علت، که قسم اول ار حادث ذاتی و قسم دوم را قدیم ذاتی گویند.

و جمله ی دوم (موجود لا عن عدم) در مقام اثبات اینست که خداوند بی نیاز از علت است و هیچ موجودی حتی در رتبه مقدم بر او نیست، بلکه وجود او بر همه ی موجودات تقدم دارد. بنابراین جمله ی اول حدوث زمانی و جمله ی دوم حدوث ذاتی را از خدا سلب می کند و تکرار در کلام نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه