حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 191

صفحه 191

رضایت و غضب متن اصلی جامعه که عموم مردمند بر مبنای حیات قانونی خودشان اعم از حیات طبیعی قانونی و حیات معقول آنان استوار است. در نتیجه رضای متن عمومی مردم، غضب آن عزیزان بی جهت را بی اثر می کند ولی غضب مردم را رضای آن عزیزان بی جهت نمی تواند از اثر بیندازد.

تمامی پیامبران الهی و اوصیای آنان و حتی اولیاء الله نه فقط هرگز کاری با عزیزان بی جهت و چشمگیران بزرگ نما و این متوقعهای بی علت که در مسابقه ی چپاولگری به یکدیگر سبقت می ورزند نداشته اند، بلکه همواره در یک ستیز آشتی ناپذیری هم با آنان بوده اند. در قرآن مجید بیش از ده مورد «ملا» را مزاحم پیامبران معرفی نموده است، و در کتب لغت ملا به اشراف و چشمگیران و به اصطلاح به آنان که در جامعه خود را به داشتن نوعی قدرت متمایز نموده و خود را برتر از دیگران می دانند، معنا شده است، اگر چه اینان به

جهت تسلط به حیله گریها و حتی بازی با قدرتها می توانند در مقابل مردان حق مقاومتها و کارشکنیها نمایند، ولی این مقاومتها و کارشکنیها نه اصالتی دارند و نه دوامی، زیرا هیچ اصل و بنائی جز زورگوئی و جست و خیزهای فریبنده ندارند، در صورتیکه متن عمومی مردم است که تولید و آماده کردن وسائل حیات مردم جامعه، معمولا بر دوش آنها است. و هم آنان هستند که نیروی بی ادعا و بی سر و صدای دگرگونیهای جوامع و استقرار آنها را تشکیل می دهند. لذا می توان گفت: اصیل ترین و جاودانه ترین مکتبی که در سیاست و مدیریت جوامع انسانی اشراف بازی و تقدیم چشمگیران و عزیزان بی جهت بر دیگران را جدا ممنوع و مطرود ساخته است، اسلام است که ملاک حیات سیاسی و سیاست حیات بخش را متن عمومی مردم می داند، نه استبداد و نه اشراف بازی، نه حکومت اقلیت بی علت و ناشایست. این مسئله مشروحا در قسمت پنجم در ده مبحث مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است، مراجعه شود.

*****


(1) در مباحث گذشته در نوع سوم- دستورات مستقیم- بحث هفتم- مسئله ی سوم این داستان را آوردیم که «ابن نباته» می گوید: در یکی از روزهای جمعه که امیرالمومنین علیه السلام در بالای منبر خطبه ی جمعه را می خواند «اشعث بن قیس» در حالیکه پای بر گردنهای مردم می گذاشت (که در حال سجود بودند) به طرف امیرالمومنین علیه السلام آمد و گفت: «ای علی، مردم ناتوان و گمنام را مابین من و خودت حجاب قرار دادی!» علی علیه السلام فرمود: من چه کاری با این

چشمگیران و قدرت پرستهای خودمحور دارم مانند اشعث؟! آیا من این مردم ناتوان و بی نام و نشان را که از بامدادان در تلاش کار برای تحصیل روزی بوده و در پایان روز به ذکر خداوندی مشغول شده اند طرد کنم، (و به این نابخردان زورگو و عزیزان بی جهت بپردازم؟!) و در نتیجه از ستمگران شوم، و همانگونه که گفتیم: بعضی ها گفته اند: همین «اشعث» است که پس از نومیدی از جلب توجه امیرالمومنین علیه السلام و یاس از رسیدن به قدرت ویرانگر به وسیله ی آن حضرت، «ابن ملجم» را در به شهادت رساندن آن انسان کامل یاری نموده است. بحارالانوار مجلسی ج 9 ص 535 ابن منظور افریقی مصری جمله ی من یعذرنی من هولاء الضیاطره را از امیرالمومنین علیه السلام در ج 4 ص 489 لسان العرب نقل نموده است، یعنی کیست که مرا از چشمگیران و تن پروران و قدرت پرستهای خودمحور معذور بدارد.

مقدمترین مردم در نزد زمامدار اسلامی کسانی باید باشند که حق را حتی در تلخ ترین حالات آن، گویاتر از دیگران گوشزد می کنند

ثم لیکن آثرهم عندک اقولهم لمر الحق «سپس مقدمترین و نزدیکترین مردم در نزد زمامدار اسلامی کسی باید باشد که حق را اگر چه تلخ باشد، گویاتر از دیگران برای زمامدار بیان کند».

مالکا، گوشت را برای شنیدن و دلت را برای پذیرش کلمه ی (نه) که خط بطلان به خطا و غلط تو می کشد، جدا آماده ساز، و بدان همانگونه که مشیت و قانون الهی کارهای صحیح ترا با جمله ی مقدس (آری، چنین است) امضاء قبولی می نماید، به کارهای ناصحیح تو با جمله ی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه