حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 234

صفحه 234

خونریزی و قتل نفس عمدی مبارزه با مشیت خداوندی در دستگاه خلقت است

امیرالمومنین علیه السلام در این جملات با شدیدترین بیان خونریزی و قتل نفس عمدی را محکوم می کند. به نظر می رسد این تشدید و تاکید مربوط به اینست که مخاطب زمامدار است و او در معرض آنست که

قضیه ی خونریزی و از پای درآوردن حیات انسانها، در نظر او تدریجا اهمیت خود را از دست بدهد، مانند قصاب که به جهت تکرار کشتن حیوانات، چنان به ریختن خون آنها عادت می کند که هر روز که بامداد از خواب برمی خیزد در فکر آنست که امروز چند راس گاو و چند راس گوسفند و شتر ذبح خواهد کرد، و خطور ریختن خون این حیوانات در ذهن او با خطور کاشتن و تربیت انواعی از گلها را که یک شخص گل کار در ذهن خود دارد هیچ تفاوتی ندارد. این یک پدیده ی قابل مشاهده ی حسی است که یک انسان دارای حواس و مغز و روان معتدل با دیدن چند قطره خون در سر و صورت یک مجروح واقعا ناراحت می شود و آرزو می کند ای کاش آن شخص مجروح نمی گشت و سر و صورت او خونی نمی شد.

در حالیکه در همه ی جوامع و در همه ی دورانها «تیمورلنگ»ها و «نرون»ها که متاسفانه خیلی هم فراوانند از به راه انداختن سیلهائی انبوه از خون مردم بیگناه به هیچ وجه احساس ناراحتی نمی کنند!! شاید علت همین بوده است که یکی از گردانندگان بزرگ جنگ جهانی دوم گفته است: که (اگر یک نفر بمیرد تراژدی است، ولی اگر یک میلیون کشته شود آمار است!!) این مطلب را در مباحث گذشته مطرح و آن را مورد تحلیل قرار داده ایم. امیرالمومنین علیه السلام در جملات مورد تفسیر نتائج سوء خونریزی حرام را چنین می فرماید:

1- انتقام خداوندی از کسی که خون به ناحق ریخته است سریع است، و نباید سرمستان بی

خبر از قوانین هستی خوشحال باشند که قاتلانی را می بینند که روی زمین راه می روند و در لذتها غوطه ورند و حتی سردردی هم ندارند، زیرا کسی که دستش به خون ناحق آلوده گشت، تا کیفر مناسب قتل نفس عمدی را نبیند، درون او مرده است و همواره با یک اضطراب مستمر درونی زندگی می کند. گاهی آشکار است که اضطراب مستند به همان جنایتی است که مرتکب شده است و گاهی به طور مبهم درون قاتل را فرا می گیرد که خون آن ابهام به شدت آن اضطراب می افزاید. این اضطراب او را رها نمی کند تا آنگاه که خود را شدیدا تخدیر کند، این تخدیر نخست از خود فریبی شروع می شود مثلا خود را بدینگونه تسلیت می دهد که اگر من او را نمی کشتم، شرافت و حیثیت من در خطر بود، و گاهی بدینگونه خویش را به نادانی می زند که من در حال غضب از خود بی خود شده بودم و غیرذلک.

وقتی که خودفریبیها و تخدیرها به جائی نرسید و نتوانست اضطراب او را از بین ببرد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه