حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 244

صفحه 244

حداقل اگر عادل و باتقوی نباشد، قطعی است که از حالات مزبوره سوء استفاده خواهد کرد، مخصوصا اگر از تنظیم و مدیریت اعضای جامعه با برخورداری از آزادی معقول که ممکن است داشته باشند، عاجز و ناتوان باشند، در اینصورت تهدید و ارعاب و به وحشت انداختن و ابراز نخوت و دیگر وسائل ترساندن و لرزاندن، برای او امری است بسیار طبیعی و حتی ضروری هم تلقی می گردد.

امیرالمومنین علیه السلام ساکن شدن غضب و مالکیت اختیار را پایان فرو نشاندن غضب یا علت آن، بیان می نماید: حتی یسکن غضبک، فتملک الاختیار.

«تا غضبت فرو نشیند و اختیارت را مالک شوی»، و چه حکمت عالی انسانی که بهترین دلیل عظمت دستور مورد بحث است. این مسئله روشن است که هر کاری که در موقع غضب از انسان سر بزند، نمی توان آن را مستند به شخصیت کاملا معتدل وی نسبت داد، بلکه کار صادر شده در آنموقع مستند به طوفان غضب است که فضای درون را فرا گرفته و اقیانوس جان را شورانیده است، به همین جهت است که امیرالمومنین علیه السلام به دنبال بیان لزوم فرونشاندن غضب، مالکیت بر اختیار را می آورد و معنایش اینست که آن امور غیرانسانی (باد در بینی انداختن و قیافه ی تند به خود گرفتن و وارد کردن ضربه فیزیکی با دست، و زبان را به طغیان واداشتن که مانند لبه ی شمشیر بران ببرد و بدرد، و غیرذلک) که در موقع غضب به وجود می آیند، علامت از دست دادن اختیار و قرار گرفتن در مقابل امواج عوامل جبری روانی می باشد. و هر کاری که در حال غیراختیاری صادر شود، نمی توان آن را به خود شخصیت انسان مستند ساخت. و بدیهی است که در امور زمامداری و مدیریت، فقط شخصیت انسانی است که باید در ارتباط با اعضای جامعه و حوزه مدیریت، کار را انجام بدهد، نه آن نیروهائی که استناد کار بر آنها همانند استناد کار به موجودات و نیروهای خارج از موجودیت انجام دهنده کار می باشد، زیرا وقتی که کار به خود شخصیت مستند نشده بلکه به یکی از نیروهای ناآگاه وابسته گشت، مانند نیروی ناآگاه عضلانی، یا غریزه ی جبری و ناآگاه حب

ذات، درست مانند اینست که یک موجود جدا از شخصیت او آن کار را انجام داده است. این اصل که عظمت و ارزش کارها به مقدار وابستگی آنها با شخصیت سنجیده می شود، در همه ی افراد انسانی جریان دارد، یعنی هر اندازه وابستگی و استناد مزبور عالیتر و همه جانبه تر باشد آن کار نیز باعظمت تر و باارزش تر می باشد. از همین اصل یک نتیجه بسیار مهم را که می توان گرفت، اینست که همانگونه که شخصیت زمامدار و مقامات مدیریت باید فوق آن افراد جامعه باشد که بر آنها مدیریت می نماید، بایستی کارها و گفتارها و همه ی اندیشه ها و اراده و تصمیم های زمامدار و مقامات مدیریت مستند به شخصیت آنان باشد، نه غرایز جبری و ناآگاه آنان، و تردیدی نیست در اینکه هر چه از انسان با تکیه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه