حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 274

صفحه 274

که جمعی از افراد جامعه، تخیلات و پندارها و خواسته های بی اساس خود را بر دیگر افراد تحمیل کنند، همچنین منظور از حکومت مردم بر مردم آن نیست که هر چه به زعم خود برای مردم صلاح و شایسته دیدند پیش کشیده و مردم را به پذیرش آن مجبور نمایند، زیرا معنای حکومت رهبری مردم در مسیر حیات معقول یک جریان طبیعی تحقق یافته مانند دیگر جریانات طبیعی تحقق یافته نیست، بلکه باید آن را به وجود آورد. آنچه که در جهان عینی طبیعی موجود و در جریان است «زندگی طبیعی محض» است که در مجرای توالد و

تناسل در قالبهای محیطی و اجتماعی به وجود می آید و از بین می رود. حکومت برای به وجود آوردن حیات معقول برای اجتماع، ضرورت قطعی دارد که آن زندگی طبیعی محض را با هدف گیریهای معقول توجیه نموده و به صورت حیات معقول درآورد، یعنی از «آنچه هست»، «آنچه باید باشد» را حاصل نماید، بنابراین، مقصود از «حکومت مردم بر مردم» آنست که عقول و وجدانهای پاک مردم برای مردم حکومت کند، نه زور و قدرت مردم و نه تخیلات و پندارهای و خواسته های بی اساس و نه نظریات شخصی و غیرذلک، و گمان نمی رود متفکری پیدا شود و سرسخت ترین مدافع حکومت مردم بر مردم بوده باشد و جز این که به عنوان ملاک حکومت مطرح نمودیم، بتواند چیزی قابل توجه بگوید. آیا احتمال می دهید که یک متفکر هشیار و انسان شناس که اطلاعی از زندگی فردی و اجتماعی داشته باشد و با اینحال بگوید ملاک حکومت مردم بر مردم زور و قدرت یا تخیلات و خواسته های بی اساس و نظریات شخصی حکام است؟! گمان نمی کنم حتی «ماکیاولی» که به عقیده ی متفکرانی فراوان بزرگترین جنایت را به حیات سیاسی انسانها نموده است، ملاک حکومت را امور مزبور بداند، زیرا ممکن است او بگوید: من که برای زمامداران امور مزبوره را تجویز کرده ام، به عنوان ابزار و وسایلی برای رسیدن به هدف که ابقای زمامداری است که بدون آن زندگی جمعی مختل است مطرح نموده ام. به هر حال تردیدی در این نیست که مقصود از حکومت مردم بر مردم، حکومت عقول و وجدانهای پاک مردم پس

از تشخیص معنای «حیات معقول» بر مردم می باشد، در نتیجه این حکومت چنانکه گفتیم مانند حکومت روح بر صفات و فعالیتهای انسانی است که جلوه ای از «حاکمیت خداوندی بر مردم است». شرط تصفیه شدن ارواح انسانهائی که می توانند با ارواح تصفیه شده بر خویشتن حکومت نمایند، فقط برای حاکمیت است، نه برای داشتن حقوق پایه ای سه گانه (حق حیات، حق کرامت، حق آزادی معقول) زیرا مردم جوامع به طور کلی دارای این حقوق می باشند، و باید گفت: اینها حقوق طبیعی مردم است، و دارا بودن به این حقوق منافاتی با این ندارد که حق حاکمیت آنان برای خویشتن مشروط به تصفیه ی روحی باشد، که نتوانند حیات انسانها را بازیچه قرار بدهند، چنانکه حق کرامت و حق آزادی معقول حتی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه