حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 292

صفحه 292

اعمال کارگزاران را مورد تفتیش قرار بده و بازرسهای مخفی که اهل صدق و وفاء باشند

بر آنان بفرست، زیرا مراقبت مخفیانه ی تو درباره ی امور آنان، باعث می شود که امانت به کار ببرند و با رعیت رفق و مدارا کنند».

ط- ثم الله الله فی الطبقه السفلی من الذین لا حیله لهم... فان هولاء من بین الرعیه احوج الی الانصاف من غیرهم... «و سپس به یاد بیاور خدا را، به یاد بیاور خدا را، در اصلاح زندگی طبقه ی پائین از کسانیکه برای آنان چاره ای نیست، زیرا آنان در میان رعیت نیازمندترین مردم برای انصافند».

ی- و اجعل لنفسک فیما بینک و بین الله افضل تلک المواقیت و اجزل تلک الاقسام. و ان کانت کلها لله اذا صلحت فیها النیه و سلمت منها الرعیه «و بهترین اوقات و مفیدترین آن اقسام را (برای خودسازی که نفعش به جامعه هم خواهد رسید) میان خود و خدا قرار بده اگر چه همه ی آن اوقات برای خدا است اگر نیت شایسته در آن داشته باشی و رعیت به وسیله ی آن اوقات و نیت پاک تو به زندگی سالم خود توفیق یابد».

یا- و اما بعد فلا تطولن احتجابک عن رعیتک، فان احتجاب الولاه عن الرعیه شعبه من الضیق و قله علم بالامور «زمان پوشیده شدنت از رعیت به طول نیانجامد، زیرا مخفی بودن زمامداران از رعیت نمودی (یا قسمتی) از بروز تنگنا و ناآگاه ماندن از امور زندگی مردم است».

یب- و ان ظنت الرعیه بک حیفا فاصحر لهم بعذرک و اعدل عنک ظنونهم باصحارک... «اگر رعیت درباره ی تو گمان کند که ظلمی کرده ای، عذر خود را به آنان آشکار کن و گمانهای آنان را با آشکار کردن عذر خود

برگردان».

یج- و ایاک و المن علی رعیتک باحسانک او التزید فیما کان من فعلک... «بپرهیز از منت گذاردن به رعیت خود به جهت احسانی که به آنان کرده ای، یا بزرگ بینی کاری که انجام داده ای».

سه- جملاتی که «نظیر لک فی الخلق»، نظیر تو در خلقت، در آنها به کار رفته و شامل همه ی بنی نوع بشر می گردد:

الف- و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم. و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان- اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق «و رحمت و محبت و لطف به رعیت را به قلبت قابل دریافت نما، و برای آنان وحشی درنده ای مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری زیرا آنان بر دو صنفند- یا برادر دینی تو هستند و یا نظیر تو در خلقت».

چهار- جملاتی که «عبادالله»، بندگان خدا، را شامل می شود:

الف- انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الا تفعل تظلم، و من ظلم عباد الله کان الله خصمه دون عباده و من خاصمه الله ادحض حجته و کان لله حربا حتی ینزع او یتوب «و مابین خدا و مردم از یکطرف و خویشتن و خواص دودمانت و هر کسی از مردم که تمایلی به او داری انصاف برقرار کن، و اگر انصاف برقرار نکنی ستمکار خواهی بود و هر کس که ظلم بر بندگان خدا روا بدارد، خدا از طرف بندگان مظلومش، خصم آن ظالم است و هر کس که خدا با او خصومت داشته باشد، حجتش را

باطل نماید و آن ظالم با خدا درصدد محاربه است تا از ستمکاری برگردد و یا توبه کند».

ب- و من طلب الخراج بغیر عماره اخرب البلاد و اهلک العباد «و هر کس مالیات بخواهد بدون آباد ساختن شهرها، شهرها را ویران و بندگان خدا را هلاک می سازد».

پنج- جملاتی که «عامه»، عموم مردم، را فرامی گیرد:

الف- و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضی الرعیه، فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه، و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه «و محبوبترین امور در نزد تو معتدل ترین آنها در حق و گسترده ترین آنها در عدالت و جامع ترین آنها در جلب رضای رعیت باشد زیرا خشم عموم مردم رضایت خواص (مخصوصان حاکم) را محو و پایمال می سازد و خشم خواص با رضایت عموم مردم بخشیده می شود».

ب- و لکن اختبرهم (الکتاب) بما ولوا للصالحین قبلک، فاعمد لاحسنهم کان فی العامه اثرا و اعرفهم بالامانه وجها... «و لکن آن کتاب (متصدیان ثبت امور مهم و حساس) را با تحقیق در تصدی اموری که پیش از تو به عهده داشتند آزمایش کن و کسی را از آنان بر این مقام برگزین که بهترین اثر را در عموم مردم داشته و آشناتر به معنای امانتداری بوده باشد».

ج- و اعلم- مع ذلک- ان فی کثیر منهم ضیقا فاحشا و شحا قبیحا و احتکارا للمنافع و تحکما فی البیاعات، و ذلک باب مضره للعامه و عیب علی الولاه... «و بدان- با اینحال- در عده ی فراوانی از بازرگانان تنگ چشمی و تنگدلی آشکار و لئامت و پستی قبیح و احتکار منافع

و زور گوئی در معاملات است، و این وضع موجب ضرر بر عموم مردم، و عیبی است بر زمامداران».

شش- جملاتی که شامل حال «کل امری»، هر مردی، هر انسانی، می شود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه