- مقدمه 1
- ترجمه فرمان مبارک امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر نخعی 4
- مقدمه ای بر تعریف سیاست و اهمیت آن از دیدگاه اسلام 20
- سیاست 20
- تعریف اجمالی سیاست 22
- نظری بر تاریخ سیاسی و تحقیق در مسائل اساسی آن 23
- نظری بر مقداری از تالیفات و تحقیقات مسلمین در مسائل سیاسی 26
- دلائل اثبات عدم تقلید فلسفه های سیاسی از طرز تفکرات یونانی 33
- آیا فرمان مبارک امام علی بن ابیطالب(ع) به مالک اشتر برای اداره یک جامعه انسانی دارای محتویات آرمانی غیرعملی است؟ 36
- پنجاه درد بی درمان به عنوان نمونه ای از ناتوانی سیاستها و سیاستمداران معمولی از مدیریت حیات معقول انسانها 38
- ضرورت اشتراک همه افراد جامعه در تنظیم حیات اجتماعی... 65
- اشاره 65
- قرآن کتاب الهی 66
- سنت پیامبر اعظم و ائمه معصومین 69
- اشاره 75
- اجماع 75
- حکم عقل 75
- مبادی تحقیق در فرمان مبارک 78
- یک مقایسه اجمالی میان فرمان مبارک و سایر فرمانهای سیاسی 78
- یک مقایسه اجمالی میان فرمان مبارک و اعلامیه جهانی حقوق بشر 80
- هدف از اجرای فرمان مبارک 82
- دریافت مالیات 82
- اشاره 82
- جهاد برای دفع دشمن 83
- اصلاح نمودن مردم پرمعنی ترین و با عظمت ترین 84
- آباد ساختن شهرهای مصر 86
- دو مبنای عمده مواد منشورها 87
- یک معرفی مختصر درباره صادرکننده فرمان مبارک 88
- تعریفی مختصر درباره مالک بن الحارث الاشتر 89
- دستور موکد امام به خودسازی مالک اشتر 94
- اشاره 94
- اشاره 103
- امره بتقوی الله «تقوای الهی را پیشه کند» 103
- توضیحی درباره تقوا و تقوای سیاسی و دیگر امور اداره کننده بشری 104
- تقوای سیاسی یک تکاپوی اضافه بر تقوای شخصی است 105
- حالت جامعه ای که از فرهنگ پویای سازنده و تقوای سیاسی اسلام برخوردار نباشد 108
- آیا با فرض تضاد حاکم در درون آدمیان امکان آن هست که مردم بتوانند حیات فردی و اجتماعی خود را با حاکمیت خرد اداره کنند و از این راه زمینه را برای به فعلیت رساندن یک سیاست صالح و سازنده آماده نمایند؟ 110
- تقوای سیاسی چه معنا دارد که بدون آن حیات اجتماعی مردم مختل است؟ 113
- تقوای منشهای اجتماعی دیگر و ملازمه آن با تقوای سیاسی زمامدار 115
- اساسی ترین عامل تقوی که برای همه مدیران و مسئولان لازم است 117
- و ایثار طاعته «اطاعت خداوندی را بر همه چیز مقدم بدارد» 119
- اشاره 119
- بحثی مشروح در ارتباط ماده و معنی در تفسیر اطاعت خداوندی 123
- تصویر دنیا و ماده و مادیات از دیدگاه امیرالمومنین(ع) 140
- تبعیت از اوامر خداوندی در قرآنش 154
- یاری کند خدا را 155
- جلو شهوات و طغیانگریهای نفس خود را بگیرد 156
- اشاره 156
- هشدار جدی به مالک درباره وجدان حساس تاریخ 158
- بهترین ذخیره را برای خود ذخیره عمل صالح تلقی کن 164
- مالک خویشتن باش 165
- هشدار جدی به مالک درباره اینکه خدا مافوق همه است و ترا با جامعه ای که زمام امورش را به دست خواهی گرفت آزمایش می کند 166
- رحمت و محبت و لطف بر مردم جامعه را با قلبت دریافت کن 168
- هرگز مگو امیر شده ام و هر گونه امر کنم باید اطاعت شوم 171
- با توجه به عظمت خداوندی گردنکشی هایت را مهار و عقل غائب شده ات را به مغزت برگردان 172
- هرگز درصدد تشبه به عظمت خداوندی مباش زیرا که سقوط حتمی را به دنبال دارد 173
- با هیچ کس و به هیچ وجه برخلاف انصاف و عدالت رفتار مکن زیرا خدا دشمن ستمکاران است 174
- از علماء علم را، و از حکماء حکمت را دریاب 177
- بهترین اوقاتت را برای حفظ ارتباط با خدا نگهدار 179
- به پرهیز از خودپسندی که اساسی ترین وسیله نفوذ شیطان در درون آدمی است 182
- زمامدار اسلامی باید قلبا نسبت به رعیت لطف و محبت داشته باشد 184
- صفات کمالیه انسانی زمامدار اسلامی در ارتباط با مردم جامعه و وظائف او 184
- در صورت امکان مردم را از عفو و اغماض برخوردار کند 184
- اشاره 184
- محبوبترین امور در نزد زمامدار اسلامی باید اجرای حق و عدالت و رضایت افراد جامعه باشد 188
- مقدمترین مردم در نزد زمامدار اسلامی کسانی باید باشند که حق را حتی در تلخ ترین حالات آن، گویاتر از دیگران گوشزد می کنند 191
- زمامدار اسلامی باید عقده هرگونه کینه را از درون مردم باز کند 193
- زمامدار اسلامی باید عوامل حسن ظن بر رعیت را به وجود بیاورد 194
- زمامدار اسلامی همانگونه که خود نباید از مردم عیبجوئی کند باید اشخاص عیبجو را نیز از خود دور کند 198
- هر چه که برای زمامدار آشکار نشده است باید خود را به آن بی توجه نشان بدهد 199
- زمامدار اسلامی در عمل به عهد خود با خدا، بدون استعانت از خداوند متعال موفق نخواهد گشت 200
- زمامدار هرگز نباید سخن چین را تصدیق کند 200
- زمامدار اسلامی نباید هرگز از عفو و اغماضی که کرده است پشیمان شود 201
- زمامدار هرگز نباید به کیفری که داده است شادمان گردد 204
- زمامدار هرگز نباید شتاب در غضب کند 206
- زمامدار نباید اشخاص بخیل و ترسو و طمعکار را در مشورت دخالت دهد 207
- هرگز نباید انسانهای نیکوکار و بدکار در نزد زمامدار یکسان باشند 208
- زمامدار اسلامی نباید سنت هائی را که موجب اصلاح و هماهنگی معقول مردم جامعه بوده و مردم به آنها عمل نموده اند، بشکند 211
- اشاره 216
- وظائفی که زمامدار اسلامی باید به طور مستقیم آنها را به جای بیاورد 216
- وظائف مخصوص به شخص زمامدار 216
- برآوردن احتیاجات مردم در اسرع اوقات 217
- معنای کاتب 217
- کار هر روز باید در همان روز انجام شود 218
- زمامدار باید مقداری از بهترین اوقات شبانه روزی خود را برای ارتباط با خدا اختصاص بدهد 219
- وظائفی که زمامدار و سایر مسئولین جامعه باید برای رسانیدن دیانت خود به مقام والای اخلاص، اقامه واجبات و دیگر تکالیف الهی بدون کمترین نقص انجام بدهند 221
- زمامدار اسلامی در عبادات دسته جمعی باید حد اعتدال را رعایت کند 221
- زمامدار نباید خود را از مردم دور و پوشیده نگه بدارد 222
- زمامدار اسلامی موظف است از مقدم داشتن و ترجیح خویشاوندان و وابستگانش بر دیگر مردم جامعه جدا خودداری نماید 227
- زمامدار موظف است استیضاح از خود را قانونی تلقی کند و به پاسخ دادن یا قبول به خطا حاضر شود 231
- زمامدار اسلامی به طور حتم و موکد باید از خونریزی نامشروع پرهیز کند 233
- زمامدار اسلامی برای احسانی که به مردم کرده نباید منت بگذارد 237
- تخلف از وعده برای زمامدار و هر مقامی که متصدی مدیریتی از جامعه است شدیدا ممنوع است 238
- زمامدار نباید در امور، پیش از رسیدن موقعش شتابزده باشد 239
- زمامدار نباید موقعی که ابهام و تاریکی در امری وجود داشته باشد به جای کشف حقیقت و پذیرش آن به لجاجت بپردازد 240
- زمامدار نباید موقعی که حقیقت آشکار شد در پذیرش و اقدام مطابق آن، سستی کند 241
- زمامدار نباید در آن موارد که همه مردم در آنها مساویند خود را مقدم بدارد 241
- زمامدار باید باد بینی و تندی هیبت و هجوم دست و لبه بران زبان خود را مهار کند 242
- زمامدار هرگز نباید در اموری که مسئولیتش به عهده او است و چشمان مردم آنها را می بیند خود را به غفلت و نفهمی بزند 242
- زمامدار اسلامی موظف است همواره از حکومتهای عادله ای که پیش از او بوده اند درسها بیاموزد 245
- اشاره 250
- عقل رشد یافته 250
- شرائط فقهی زمامدار از دیدگاه اسلام 250
- عدالت 251
- اسلام و ایمان 251
- بلوغ 253
- قدرت بر اعمال نظر و اجراء احکام خدا 254
- فقاهت 254
- عدم بخل و بی طمع بودن و صفاء و خلوص 255
- مرد بودن 256
- طهارت مولد (پاکیزگی و مشروعیت ولادت) 257
- توضیحی درباره حاکمیت خداوندی و سازگاری آن با حکومت مردم بر مردم 259
- حاکمیت خداوندی 259
- حاکمیت خداوندی یعنی چه؟ 264
- نظریه افلاطون و ژان ژاک روسو در شرایط حکومت و قانون و تفاوت میان آن دو 268
- حکومت مردم بر مردم مانند حکومت روح تصفیه شده بر صفات و فعالیتهای انسانی است 273
- جماعت و شوری 275
- سند و دلیل اصالت مشورت 279
- موضوع مشورت در اسلام چیست؟ 281
- زمامداری و حکومت جبری طبیعی و زمامداری و حکومت انسانی- الهی 284
- مدیریت و حاکمیت درونی انسان 285
- تطبیق مدیریتهای سه گانه بر حکومت و زمامداری در اجتماعات 286
- کلماتی که دلالت بر تساوی مردم جامعه در برابر دستورات فرمان دارد 289
- تساوی مردم جامعه در فرمان مبارک امیرالمومنین(ع) 289
- اشاره 289
- اشاره 296
- انسان به طور کلی در فرمان مبارک 296
- اقسام شخصیت انسانی در اسلام 300
- حیات در رابطه با خدا 317
- ترتیب درجات انسانها در برخورداری از حق کرامت و شرف انسانی 325
- حق کرامت بالاتر از حقوق و داخل در منطقه حکم است 330
- معنای آزادی و اقسام آن و معنای اختیار 331
- حق آزادی و حق اختیار 332
- آزادی عقیده 333
- حق آزادی در اسلام 333
- آزادی اندیشه 341
- آزادی بیان و تبلیغ 343
- آزادی رفتار 356
- آزادی سیاسی 360
- رابطه زمامدار اسلامی و مردم 361
- رابطه زمامدار اسلامی با مردم جامعه 361
- عالیترین رابطه میان زمامدار و مردم جامعه 363
- گسترش و استقرار عدالت در همه جامعه و بروز مودت مردم شهرها درباره زمامداران 363
- رشد و کمال تقوای سیاسی زمامدار بدون آمادگی مردم جامعه از نظر فرهنگی و شعور سیاسی 365
- اشاره 365
- دلتنگی زمامدار از سستی مردم 368
- آنجا که عظمت زمامدار فوق قدرت و ابعاد مغزی و روحی مردم جامعه است 369
- شعور سیاسی و رشد فرهنگی جامعه بدون رشد کمال و تقوای سیاسی زمامدار و بالعکس 370
- تاثیر و تاثر رشد و تکامل فرهنگی و سیاسی مابین زمامداران و مردم جامعه 371
- اشاره 374
- طبقات مردم در جامعه (نهادها و سازمانها) 374
- همه این طبقات (سازمانها و نهادها) یک جنبه الهی دارند 375
- توضیحی درباره معنای طبقات مردم در جامعه به اصطلاح سیاسی آن 379
- کمیت معینی برای طبقات مردم در جامعه وجود ندارد 379
- کیفیت معینی برای طبقات مردم در جامعه وجود ندارد 380
- طبقات مردم در جامعه اسلامی به طور مطلوب (ایده آل) به حسب نیازها 381
- آیا جامعه بی طبقه امکان پذیر است؟ 382
- علت اساسی وجود طبقات در جامعه 382
- اختلاف موقعیتهای اجتماعی ناشی از نیازها، بلی، ولی اختلاف طبقات به معنای تقسیم مردم جامعه به چپاولگر و مستمند یا گرگ و میش! نه هرگز، اینست مسئله طبقات و اختلاف آن در جامعه اسلامی 382
- به حکم ضرورت قاطعانه ملاک تقدم و ارزش یک انسان یا یک گروه در جامعه همان تقوی است و بس که صیانت تکاملی ذات نامیده می شود نه ثروت و مال و نه مقام و نه نژاد و نسب و غیرذلک 383
- اقسام طبقات در جامعه اسلامی 384
- تفسیر و تحقیق طبقات مردم جامعه اسلامی (نهادها و سازمانها) در فرمان مبارک 387
- تحقیق و بررسی هر یک از طبقات (نهادها یا سازمانها) 388
- کاتبان و مقام کاتب 388
- تحقیق و بررسی درباره کاتبان که در این فرمان مبارک با لفظ کتاب آمده است[1] 388
- شرایط کاتب 392
- زمامدار اسلامی باید در راس هر امری از امور حکومت رئیسی از کاتبان قرار بدهد 394
- چگونگی طریق انتخاب کاتب از طرف زمامدار 395
- عنوان مقام کاتب بر کدام مقام نظامهای سیاسی امروزی تطبیق می گردد؟ 396
- وزرا و شرط وزارت 397
- وزرا و مقام وزارت 397
- آیا زمامدار اسلامی می تواند وزرای متعددی را برای کارهای وزارت نصب نماید؟ 399
- وزرا در معرض مداحی و چاپلوسی به زمامدارانند 400
- ارتش و مقام ارتشی 402
- ارتش نگهبان مردم و زینت زمامداران و موجب عزت دین و هموار کننده طرق امنیت است 402
- تا انسانها به وسیله تعلیم و تربیت انبیای الهی و حکمای انسان شناس گام به مسیر تکامل نگذارند، جنگ و کشتار یکدیگر از زندگانی آنان برچیده نخواهد گشت 403
- صفات و شرایط اساسی ارتشیان 404
- هرگونه خدمت و تقویتی که درباره ارتش شایسته انجام بگیرد نباید بزرگ شمرده شود 410
- هیچگونه لطف و عنایتی که درباره ارتش امکان پذیر است نباید ناچیز شمرده شود 410
- وظایف زمامدار درباره ارتشیان 410
- زمامدار باید ارتشیان و مخصوصا فرماندهان را زیر نظر خود بگیرد 410
- از باریک بینی و لطف در امور بسیار ظریف و لطیف به جهت دقت در امور چشمگیر آنان غفلت نشود 411
- زمامدار باید آن فرماندهان را بر دیگران مقدم بدارد که در یاری و کمک به ارتشیان مواسات نمایند، و از آنچه در اختیار دارند به اندازه ای که برای ارتشی و خانواده اش کفایت کند بذل نمایند 411
- سپاسگزاری مستمر برای ارتشیان 412
- زمامدار باید آرزوهای معقول آنان را برآورد 412
- لازم است که آزمایشهائی که یک ارتشی به خوبی از عهده آن برآمده و سختیها را در راه از عهده برآمدن آنها متحمل شده است به حساب آورده و اعلان نمود 413
- علل گرایش اکثریت مردم به شخصیتها بیش از حق و حقیقت 414
- ثمره تزکیه روحی و اخلاقی شخصیتها و وابستگیشان به مقام شامخ ربوبی 417
- قضاه و صفات ضروری قاضی و شروط قضاوت 422
- عمال کارگردانان حکومت به طور عام 427
- اشاره 427
- وظایف عمده کارگزاران حکومت اسلامی وظائف زمامدار درباره آنان 428
- مالیات و اصول مربوط به آن 433
- بازرگانان و صنعتگران 437
- تکلیف بسیار با اهمیت زمامدار اسلامی درباره مردم نیازمند جامعه 444
- صلح و اهمیت آن 450
- اشاره 450
- اشاره 454
- جنگ و صلح از دیدگاه اسلام 454
- تحقیق در نظریه یکم که می گوید: جنگ در طبیعت انسان است 455
- بررسی و انتقاد از نظریه دوم که «هراکلیتوس» و «هگل» و «نیچه» طرفداران آن می باشند 458
- آیا می توان جنگ را عامل تحرک حیات و بیرون آوردن از یکنواختی منتهی به پوچی معرفی نمود؟ 461
- تحقیق در نظریه سوم که از مشاهده استمرار جنگ در طول قرون و اعصار، انسان را مانند حیوانی جنگ گرا معرفی می نماید 462
- نظریه چهارم که بر مبنای دو بعدی بودن انسان استوار است و رفع اشتباه از تفسیر و تعریف معنای علمی 463
- پدیده جنگ با نظر به دو بعد مادی و معنوی انسان 468
- زیربنای پیکارهای مقدس تاریخ مبارزه جاودانی میان سودجویی و حقیقت گویی است 474
- آیات مربوط به صلح و صفا در قرآن مجید 478
- اشاره 478
- مطلوبیت صلح به طور عام 478
- اشاره 478
- منابع صلح گرایی در اسلام 478
- مطلوبیت صلح با نظر به موارد شخصی 479
- توبیخ 480
- مطلوبیت سلم و صفا 481
- پاداش مردم مصلح ضایع نخواهد گشت 481
- توبیخ شدید کسانی که فساد راه می اندازند و ادعای صلح می کنند 481
- نام و عنوان مکتب ما اسلام است 481
- مطلوبیت نیکوکاری و عدالت درباره کسانی که با مسلمین به پیکار برنمی خیزند و آنان را از وطن خود آواره نمی کنند 482
- پناهنده باید پناه داده شود 482
- منابع حدیثی صلح گرایی در اسلام 486
- هرگز نباید زمامدار اسلامی آنقدر خوش گمان باشد که به مجرد برقرار شدن صلح از پلیدی و نابکاری دشمن غفلت بورزد 487
- اشاره 491
- زمامدار اسلامی باید به معاهده ای که حتی با دشمنان می بندد کاملا وفادار باشد و نیرنگ بازی و حیله گری برای نقض عهد به راه نیندازد 491
- تعریف تعهد از نظر حقوق 492
- تعهد از نظر اخلاقی و روانی 493
- مسئولیت درباره تعهد به طور عام 494
- عهدی که خداوند بسته است 495
- اشاره 495
- موضوع تعهد 495
- آیاتی است که لزوم وفای به عهد الهی را مورد دستور و توصیه قرار می دهد 495
- موضوع وفای به عهد الهی 497
- موضوع وفای به عهدی که خداوند متعال با بندگان بسته است 497
*****
() رفتار سازمانی، تالیف آقای دکتر هوشنگ کوکلان صفحه ی 54 انتقاد از این نوع روش فکری را که به زور می خواهد از انسانی که می تواند سلمان فارسی، ابوذر غفاری، ابن سینا، ابن خلدون بوده باشد حیوانی ماقبل بوزینه ها درآورد، در مباحث گذشته مطرح شده است مراجعه فرمائید.
یکی از انسانهای حق ناشناس «استانیسلاو اندرسکی»! استاد علوم اجتماعی در دانشگاه (ریدینگ) انگلستان است که پدران انقلاب فکری بشر در علوم انسانی مانند «تالگات پرسانز»، «پلازارد»، «سفلد»، «اسکینر»، «فروید»، «آدلرویونگ» را (در عین حال که جنبه ی مثبت فکری آنان را تصدیق می کند، آنان را به نوعی بدیهه گوئی و حتی بیهوده گوئی متهم می سازد، با اینکه ما عبارات «استانیسلاو» را در مجلد اول از ترجمه و تفسیر نهج البلاغه از صفحه ی 146 تا 148 آورده ایم به احتمال اینکه آن مجلد در دسترس مطالعه کننده ی محترم نباشد، در همین جا هم نقل می کنیم:
علم است یا حقه بازی؟
«استانیسلاو آندرسکی» استاد علوم اجتماعی در دانشگاه «ریدینگ» انگلستان، به تازگی کتابی به نام «علوم اجتماعی بسان شعبده بازی» منتشر کرده است که طی آن اکثر دانشمندان علوم اجتماعی را متهم می کند که آثار آنها پر از مطالب مبتذل و بی اهمیت است که چیزی جز «تجدید بیان کسل کننده ی بدیهیات» نیست که در پوشش «هاله ای از اصطلاحات» قرار گرفته است.
وی
بدون اینکه چندان به کلیات بپردازد، اتهامات خود را مستند نموده، برای نمونه «تالکات پرسانز» معروف به پدر جامعه شناسی نوین، را متهم به «ابهام انگیزی شدید» نموده می گوید که او «ساده ترین حقیقت را یک مساله بغرنج غیرقابل فهم» جلوه می دهد. چیزی که مخصوصا «اندرسکی» را نسبت به «پرسانز» می شوراند «نظریه ی اراده در عمل» اوست.
خلاصه ی این نظر چنین است که برای فهم سلوک آدمی لازم است که تمایلات، معتقدات، تدابیر و تصمیمات در نظر گرفته شود. «اندرسکی» به طنز می گوید که این «کشف» معرف «یک گام مهم در توسعه ی ذهن بشر است، اما باید در زمانی از عصر حجر روی داده باشد، چون «هومر» و پیام آوران کتب مقدس مسیحیان کاملا درباره ی آن آگاه بودند».
نیز، علمای سرشناس دیگری را مورد حمله قرار می دهد، از جمله «پل لازارسلفد» نویسنده ی معروف و همکارانش را که کتاب پر سر و صدائی به نام «نفوذ شخصی» منتشر کرده اند. «اندرسکی» در مورد اینان می گوید: «پس از مطالعه ی پردردسر انبوهی از جداول و فرمولها می رسیم به یک کشف معمولی (که البته به بغرنج ترین نحو ممکن بیان شده است) مبنی بر اینکه افراد از این امر لذت می برند که در متن توجه قرار گیرند. یا اینکه آدمی تحت نفوذ کسانی است که با آنها معاشرت دارد... که البته مسائلی هستند بدیهی که مادربزرگم بارها در زمان کودکی متذکر شده بود».
دیگر از مشاهیری که به باد انتقاد گرفته شده «اسکینر» استاد دانشگاه «هاروارد» است که به عقیده «اندرسکی» فطرت آدمی را سخت نادرست مورد تفسیر قرار
داده با پیش کشیدن بی اهمیت ترین مطالب به عنوان «تصویر واقعی ذهن انسان» بشر را ترغیب به مسئولیت زدائی و احساس بی ارزشی می کند که مالا «در حیات اجتماعی آدمیان موثر واقع می شود».
حتی درباره ی «فروید»، «آدلر» و «یونگ»، بدون اینکه اهمیت کارشان را در مورد تبلیغ خودآگاهیهای اساسی در موقعیتهای حیات واقعی از نظر دور بدارد، خیلی محترمانه آنها را فاقد «حس انسجام و تناسب» معرفی می کند و سرانجام در نتیجه گیری خود از تحقیقات این دسته از دانشمندان می نویسد: «ما می مانیم و خلائی میان مبتذلات کمی و طیران در عوالم دل انگیز اما بی نظم و قاعده».
مهمترین نکته ی نگرانی «اندرسکی» همین «مبتذلات کمی» است که از ویژگیهای علوم اجتماعی محسوب می شود. به اعتقاد او، صفات حقیقتا مهم آدمی هیچوقت قابل اندازه گیری نیست و بیشتر آنچه که قابل محاسبه و جدول بندی است (مثل پاسخهای داده شده به پرسشنامه هائی که به دفعات توسط جامعه شناسان توزیع شده) غیرقابل نتیجه گیری است.
در انتقاد از متخصصین علوم رفتاری اظهار می کند که اینها با استفاده از «دکورهای شبه ریاضی» کار خود را علمی جلوه گر می سازند و انسان متحیر می ماند که چه تعبیری باید داشته باشد. مثلا «کلودلوی ستراوس»، مردم شناس معروف، جدائی میان دو حیوان را با نگارش «یوزپلنگ مساوی مورچه خوار» تصویر می کند. اگر این فرمول به مفهوم ریاضی خود بیان شود، معنای جمله چنین است: یک یوزپلنگ برابر است با عدد یک تقسیم بر مورچه خوار، که نتیجه ای جز مشاهده ی چراغ جادوی افسانه ها ندارد که باید با
دیدن رنگهای گوناگون آن دچار مالیخولیا شد.
نشانه ی دیگری که از ریاضیات اقتباس شده و مورد استفاده علمای متعددی از جامعه شناسان است حرف «ن» (n) است که «به همان اندازه مالیخولیاانگیز» است این حرف معرف کلمه ی «نیاز» بوده که از جمله مورد استفاده «دیوید مک کله لند» استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد برای تصویر نیازهای گوناگون به کار رفته و «اندرسکی» به کنایه می گوید که انسان برای خواندن این مطالب، «نیاز» تازه ای پیدا می کند به نام «فراگیری حقه بازی».
به طور کلی «اندرسکی» با استثنای چند تن از محققین با ذکر نام، علمای علوم اجتماعی را متهم می کند که کمتر خود را وقف حقیقت یابی می کنند و بیشتر به پول و شهرت و نام چسبیده اند که البته در مقام مقایسه، به ترتیبی که پیش گرفته اند خیلی سریعتر می توانند به خواست خود برسند. به گفته ی او: در علوم اجتماعی «افراد خیلی کم سواد و بسیار غافل متوجه می شوند که می توانند به سهولت تمام یک محقق و استاد شوند»، سپس «اندرسکی» برای عینی کردن اتهام خود، به شیوه ی آنان، یک آزمون «لغت شناسی» از دانشجویان علوم اجتماعی انگلیس به عمل آورد و اثبات کرد که «این عده از همه ی دانشجویان دیگر، حتی رشته های مهندسی و فیزیک» کمتر نمره آوردند!
هدف «اندرسکی» از انتشار این کتاب این است که به اهل مطالعه و تحقیق هشدار می دهد که در خواندن اینگونه آثار دقت به خرج دهند و فریب لغت پردازیها و فرمولها و جدولها و نتیجه گیریها و اکتشافات مبتذل نویسندگان «والامقام» را نخورند».
(ترجمه از
دوست عزیز فاضل محترم آقای محمدجواد سهلانی در نشریه ی اقتصاد و اندیشه).
اقسام شخصیت انسانی در اسلام
بحثی در حقوق اساسی سه گانه: حق حیات، حق کرامت، حق آزادی معقول از دیدگاه اسلام:
مالکا، خداوندی که با مشیت بالغه ی خود جامه ی هستی را بر انسانها پوشانیده است، حق حیات را بر همه ی آنان عنایت فرموده است، در آن جامعه که مردم از رحمت و محبت و لطف و دادگری اداره کنندگانش محرومند بدون تردید حق حیات آنان که از خدا دریافته اند پایمال شده است، در آن هنگام که حق الهی حیات آدمیان پایمال می گردد، در حقیقت اصل حیات آنان نابود شده و مردگانی هستند که از پدیده ی حیات جز حرکتهای مجبورانه بهره ای نبرده اند.