حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 300

صفحه 300

*****

() رفتار سازمانی، تالیف آقای دکتر هوشنگ کوکلان صفحه ی 54 انتقاد از این نوع روش فکری را که به زور می خواهد از انسانی که می تواند سلمان فارسی، ابوذر غفاری، ابن سینا، ابن خلدون بوده باشد حیوانی ماقبل بوزینه ها درآورد، در مباحث گذشته مطرح شده است مراجعه فرمائید.

یکی از انسانهای حق ناشناس «استانیسلاو اندرسکی»! استاد علوم اجتماعی در دانشگاه (ریدینگ) انگلستان است که پدران انقلاب فکری بشر در علوم انسانی مانند «تالگات پرسانز»، «پلازارد»، «سفلد»، «اسکینر»، «فروید»، «آدلرویونگ» را (در عین حال که جنبه ی مثبت فکری آنان را تصدیق می کند، آنان را به نوعی بدیهه گوئی و حتی بیهوده گوئی متهم می سازد، با اینکه ما عبارات «استانیسلاو» را در مجلد اول از ترجمه و تفسیر نهج البلاغه از صفحه ی 146 تا 148 آورده ایم به احتمال اینکه آن مجلد در دسترس مطالعه کننده ی محترم نباشد، در همین جا هم نقل می کنیم:

علم است یا حقه بازی؟

«استانیسلاو آندرسکی» استاد علوم اجتماعی در دانشگاه «ریدینگ» انگلستان، به تازگی کتابی به نام «علوم اجتماعی بسان شعبده بازی» منتشر کرده است که طی آن اکثر دانشمندان علوم اجتماعی را متهم می کند که آثار آنها پر از مطالب مبتذل و بی اهمیت است که چیزی جز «تجدید بیان کسل کننده ی بدیهیات» نیست که در پوشش «هاله ای از اصطلاحات» قرار گرفته است.

وی

بدون اینکه چندان به کلیات بپردازد، اتهامات خود را مستند نموده، برای نمونه «تالکات پرسانز» معروف به پدر جامعه شناسی نوین، را متهم به «ابهام انگیزی شدید» نموده می گوید که او «ساده ترین حقیقت را یک مساله بغرنج غیرقابل فهم» جلوه می دهد. چیزی که مخصوصا «اندرسکی» را نسبت به «پرسانز» می شوراند «نظریه ی اراده در عمل» اوست.

خلاصه ی این نظر چنین است که برای فهم سلوک آدمی لازم است که تمایلات، معتقدات، تدابیر و تصمیمات در نظر گرفته شود. «اندرسکی» به طنز می گوید که این «کشف» معرف «یک گام مهم در توسعه ی ذهن بشر است، اما باید در زمانی از عصر حجر روی داده باشد، چون «هومر» و پیام آوران کتب مقدس مسیحیان کاملا درباره ی آن آگاه بودند».

نیز، علمای سرشناس دیگری را مورد حمله قرار می دهد، از جمله «پل لازارسلفد» نویسنده ی معروف و همکارانش را که کتاب پر سر و صدائی به نام «نفوذ شخصی» منتشر کرده اند. «اندرسکی» در مورد اینان می گوید: «پس از مطالعه ی پردردسر انبوهی از جداول و فرمولها می رسیم به یک کشف معمولی (که البته به بغرنج ترین نحو ممکن بیان شده است) مبنی بر اینکه افراد از این امر لذت می برند که در متن توجه قرار گیرند. یا اینکه آدمی تحت نفوذ کسانی است که با آنها معاشرت دارد... که البته مسائلی هستند بدیهی که مادربزرگم بارها در زمان کودکی متذکر شده بود».

دیگر از مشاهیری که به باد انتقاد گرفته شده «اسکینر» استاد دانشگاه «هاروارد» است که به عقیده «اندرسکی» فطرت آدمی را سخت نادرست مورد تفسیر قرار

داده با پیش کشیدن بی اهمیت ترین مطالب به عنوان «تصویر واقعی ذهن انسان» بشر را ترغیب به مسئولیت زدائی و احساس بی ارزشی می کند که مالا «در حیات اجتماعی آدمیان موثر واقع می شود».

حتی درباره ی «فروید»، «آدلر» و «یونگ»، بدون اینکه اهمیت کارشان را در مورد تبلیغ خودآگاهیهای اساسی در موقعیتهای حیات واقعی از نظر دور بدارد، خیلی محترمانه آنها را فاقد «حس انسجام و تناسب» معرفی می کند و سرانجام در نتیجه گیری خود از تحقیقات این دسته از دانشمندان می نویسد: «ما می مانیم و خلائی میان مبتذلات کمی و طیران در عوالم دل انگیز اما بی نظم و قاعده».

مهمترین نکته ی نگرانی «اندرسکی» همین «مبتذلات کمی» است که از ویژگیهای علوم اجتماعی محسوب می شود. به اعتقاد او، صفات حقیقتا مهم آدمی هیچوقت قابل اندازه گیری نیست و بیشتر آنچه که قابل محاسبه و جدول بندی است (مثل پاسخهای داده شده به پرسشنامه هائی که به دفعات توسط جامعه شناسان توزیع شده) غیرقابل نتیجه گیری است.

در انتقاد از متخصصین علوم رفتاری اظهار می کند که اینها با استفاده از «دکورهای شبه ریاضی» کار خود را علمی جلوه گر می سازند و انسان متحیر می ماند که چه تعبیری باید داشته باشد. مثلا «کلودلوی ستراوس»، مردم شناس معروف، جدائی میان دو حیوان را با نگارش «یوزپلنگ مساوی مورچه خوار» تصویر می کند. اگر این فرمول به مفهوم ریاضی خود بیان شود، معنای جمله چنین است: یک یوزپلنگ برابر است با عدد یک تقسیم بر مورچه خوار، که نتیجه ای جز مشاهده ی چراغ جادوی افسانه ها ندارد که باید با

دیدن رنگهای گوناگون آن دچار مالیخولیا شد.

نشانه ی دیگری که از ریاضیات اقتباس شده و مورد استفاده علمای متعددی از جامعه شناسان است حرف «ن» (n) است که «به همان اندازه مالیخولیاانگیز» است این حرف معرف کلمه ی «نیاز» بوده که از جمله مورد استفاده «دیوید مک کله لند» استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد برای تصویر نیازهای گوناگون به کار رفته و «اندرسکی» به کنایه می گوید که انسان برای خواندن این مطالب، «نیاز» تازه ای پیدا می کند به نام «فراگیری حقه بازی».

به طور کلی «اندرسکی» با استثنای چند تن از محققین با ذکر نام، علمای علوم اجتماعی را متهم می کند که کمتر خود را وقف حقیقت یابی می کنند و بیشتر به پول و شهرت و نام چسبیده اند که البته در مقام مقایسه، به ترتیبی که پیش گرفته اند خیلی سریعتر می توانند به خواست خود برسند. به گفته ی او: در علوم اجتماعی «افراد خیلی کم سواد و بسیار غافل متوجه می شوند که می توانند به سهولت تمام یک محقق و استاد شوند»، سپس «اندرسکی» برای عینی کردن اتهام خود، به شیوه ی آنان، یک آزمون «لغت شناسی» از دانشجویان علوم اجتماعی انگلیس به عمل آورد و اثبات کرد که «این عده از همه ی دانشجویان دیگر، حتی رشته های مهندسی و فیزیک» کمتر نمره آوردند!

هدف «اندرسکی» از انتشار این کتاب این است که به اهل مطالعه و تحقیق هشدار می دهد که در خواندن اینگونه آثار دقت به خرج دهند و فریب لغت پردازیها و فرمولها و جدولها و نتیجه گیریها و اکتشافات مبتذل نویسندگان «والامقام» را نخورند».

(ترجمه از

دوست عزیز فاضل محترم آقای محمدجواد سهلانی در نشریه ی اقتصاد و اندیشه).

اقسام شخصیت انسانی در اسلام

بحثی در حقوق اساسی سه گانه: حق حیات، حق کرامت، حق آزادی معقول از دیدگاه اسلام:

مالکا، خداوندی که با مشیت بالغه ی خود جامه ی هستی را بر انسانها پوشانیده است، حق حیات را بر همه ی آنان عنایت فرموده است، در آن جامعه که مردم از رحمت و محبت و لطف و دادگری اداره کنندگانش محرومند بدون تردید حق حیات آنان که از خدا دریافته اند پایمال شده است، در آن هنگام که حق الهی حیات آدمیان پایمال می گردد، در حقیقت اصل حیات آنان نابود شده و مردگانی هستند که از پدیده ی حیات جز حرکتهای مجبورانه بهره ای نبرده اند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه