حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 325

صفحه 325

است!!(6).

همه ما می دانیم که در پر کردن مغزهای کاروانیان علوم انسانی، با امثال مطالب فوق، چه حماسه ها و طمطراقها و ادعای دهان پر کن ولی توخالی به راه انداخته اند ولی از طرف دیگر: کرامت و شرف و حیثیت ارزش و احترام ذاتی بشر مبنای وضع اعلامیه جهانی حقوق بشر قرار می گیرد!! آیا متفکران امروزی واقعا این تناقض را نمی بینند!! یا اینکه آن را می بینند!! ولی چون قدرت عواملی که از آنان به عنوان وسیله بهره برداری می کنند، بالاتر از آنست که تناقض گوئی و تضاد بازی درباره انسانها توجه آنان را به خود جلب کند، لذا با جمله نابودکننده ی همه واقعیات (باری به هر جهت) خود را به نابینائی می زنند.

*****


(1) این مضمون در آیه ی 56 از سوره یونس و 80 از سوره ی المومنون و آیه ی 68 از سوره ی غافر و آیه ی 8 از سوره ی الدخان نیز آمده است.
(2) این مضمون در آیه ی 43 از سوره ق نیز آمده است.
(3) در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر بر روی این حق، شدیدا تکیه شده است، انگیزه ی به وجود آمدن این اعلامیه در مقدمه آن چنین بیان شده است:

1- نظر به اینکه شناسائی حیثیت کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و صلح را در جهان تشکیل می دهد.

2- نظر به اینکه عدم

شناسائی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیائی که در آن، افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است... (؟)

3- نظر به اینکه مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن را در منشور اعلام کرده اند.

4- نظر به اینکه دول عضو متعهد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تامین کنند. (اعلامیه جهانی حقوق بشر- مقدمه).


(4) الوافی- ملامحسن فیض 20 14.
(5) از این روایت معلوم می شود که تفسیر خلق الله آدم علی صورته، صحیح نیست، چنانکه با توجه بلزوم تجسم بطلان آن، عقلا نیز اثبات می شود.
(6) این است هفت شمشیر بران که بدست پنج میلیارد زنگی مست داده اند.

ترتیب درجات انسانها در برخورداری از حق کرامت و شرف انسانی

اگر متفکری یا مکتبی ادعا کند که همه انسانها در برخورداری از حق کرامت و شرف انسانی یکسانند و هیچ یک تفاوتی با دیگری ندارد قطعا سخنی نامفهوم می گوید آیا معقول است که علی بن ابیطالب با ابن ملجم هوی پرست و جنایتکار بزرگ تاریخ بدون تفاوت از حق کرامت و شرف انسانی برخوردار باشند؟

آن کدامین نظام فکریست که موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم را با فراعنه و طواغیت و مشرکان زرپرست و زورمدار و تزویر خوی بدون تفاوت از حق کرامت و شرف انسانی برخوردار می داند؟؟!

به نظر می رسد هر نوع تفکر حقوقی و فرهنگی

و سیاسی و اخلاقی درباره مساوی تلقی کردن همه اشقیاء و جلادان و دشمنان حق و حقیقت و سوداگران انسان و انسانیت درباره کرامت و شرف صدمه ای به کرامت و شرف انسانی است که به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود. این تساوی را قرآن مجید با این آیه صریح که:

یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم (الحجرات آیه ی 13) «ای مردم، ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروههائی و قبیله هائی قرار دادیم تا یکدیگر را برای زندگی هماهنگ درک کنید» به طور جدی نفی کرده است. با نظر به راهنمائی عقل و وجدان و منابع معتبر اسلامی کرامت انسانی بر دو نوع است: کرامت طبیعی انسانی و کرامت انسانی الهی.

1- کرامت طبیعی انسانی همان است که خداوند متعال همه ی انسانها را بدون استثناء از آن نعمت بزرگ برخوردار فرموده است. آیه ی مبارکه 70 از سوره الاسراء دلالت صریح بر این عنایت خداوندی دارد: و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه