حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 362

صفحه 362

راهنمائی و توجیه زمامداران می نماید. آنان بدون احتیاج به عوامل جبری در جاذبه ی حیات معقول قرار می گیرند، یا حداقل جو جامعه مزبور آماده قرار گرفتن در جاذبه مزبور می گردد. این همان ایمان است که هیچ توجیه و فلسفه ای برای حیات انسانها بدون آن قابل تصور نیست،

اگر چه رکن اصلی ابعاد در رابطه زمامدار اسلامی با مردم جامعه (الهی بودن زمامدار) سایر ارکان را در بردارد، با اینحال برای توضیح بیشتر مجبوریم ارکان اصلی دیگر را نیز که در حقیقت صورت تفصیلی همان رکن اول است متذکر شویم.

2- رابطه ی زمامدار با مردم جامعه، رابطه سلطه ی مطلق نیست، یعنی زمامدار چنان سلطه و احاطه ای بر مردم ندارد که او از طرف آن مردم مورد اظهارنظر و تحقیق و ارزیابی واقع نگردد. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ی 216 می فرماید:

فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره، و لا تخالطونی بالمصانعه و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی، فانه من استثقل الحق ان یقال له او العدل ان یعرض علیه، کان العمل بهما اثقل علیه، فلا تکفوا عن مقاله بحق، او مشوره بعدل، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی... «با من، آنگونه که با جباران سخن می گوئید، گفتگو نکنید و آنگونه که در نزد مردم پرخاشگر خودداری می کنید در برابر من عمل نکنید، با روش ساختگی با من ارتباط برقرار نکنید و هرگز از من درباره ی حقی که درباره ی من گفته شده است، احساس سنگینی و هوای خودبزرگ بینی ننمائید، زیرا هر کسی از گفتن حق به او و عرضه شدن عدالت برای او سنگینی احساس کند، عمل به حق و عدالت برای او سنگین تر می باشد، بنابراین، از گفتار

حق یا مشورت با عدالت خودداری ننمائید، زیرا من در دریافتی که از خود دارم بالاتر از آن نیستم که خطا کنم (استعداد خطا در نفس من نیز وجود دارد) و من از خطا در کردارم، در امن مطلق نیستم مگر اینکه خدا مرا درباره ی نفسم- آنچه را که او از من مالکتر است کفایتم کند».

و نیز در همین فرمان می فرماید: و ان الناس ینظرون من امورک فی مثل ما کنت تنظر فیه من امور الولاه قبلک، و یقولون فیک ما کنت تقول فیهم و انما یستدل علی الصالحین بما یجری الله علی السن عباده. «و قطعا مردم در کارهای تو همانگونه خواهند نگریست که تو در کارهای زمامداران پیش از خود می نگریستی. و خواهند گفت درباره ی تو آنچه را که درباره ی آنان می گفتی، و جز این نیست که برای شناخت بندگان صالح خدا به وسیله آنچه که بر زبان بندگانش جاری می گردد استدلال می شود»، بنابراین، رابطه ی زمامدار با مردم جامعه نمی تواند رابطه ی سلطه ی مطلقه باشد، بلکه رابطه ی همان مدیریتی است که شخصیت آدمی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه