حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 365

صفحه 365

وارد بر مردم شده است، بلکه از آن جهت که عدالت است و عدالت نه تنها هرگز با کسی خصومت نمی ورزد، بلکه برپا دارنده ی قانون حیات انسانی است. نکته بسیار مهمی در دو جمله ی اخیر امیرالمومنین علیه السلام وجود دارد که حتما باید مورد توجه قرار بگیرد و آن اینست که می فرماید: عدل و لطف زمامداران بر مردم باید به طوری باشد که مردم از استمرار حکومت آنان به تنگ نیایند و به اصطلاح هر روز از حاکمیت را سال و هر سالش را قرنی تلقی نکنند.

*****


(1) باید توجه داشت که منظور امیرالمومنین علیه السلام از اینکه اگر عدالت در جامعه گسترش یابد چشم زمامداران روشن میشود، آن نیست که چشم روشنی زمامدار فقط برای آن لذتی که دارد، باید مطلوب قرار بگیرد، بلکه مقصود آرامش خاطر و انبساط درونی زمامدار است، که در عین حال خود عامل یک لذت معقول و انبساط والای روحی است و موجب تمرکز قوای دماغی او و اطمینان به شایستگی جریان امور حیات اجتماعی مردم میباشد، که ضروری ترین آرمان یک زمامدار خردمند و عادل است.

رشد و کمال تقوای سیاسی زمامدار بدون آمادگی مردم جامعه از نظر فرهنگی و شعور سیاسی

اشاره

اگر زمامدار یک جامعه در حد اعلای رشد و کمال تقوای سیاسی بوده باشد، ولی مردم جامعه، آن فرهنگ و شعور سیاسی را نداشته باشند که از زمامدار مزبور استفاده کنند و آن زمامدار با احساس تکلیف برین خود را برای زمامداری و ادامه ی آن متعهد ببیند، در زجر و شکنجه فرو

خواهد رفت یعنی زمامداری که به عنوان شخصیت رشدیافته مدیریت چنان جامعه ای را به عهده بگیرد، به جهت ناتوانی از تاثیر در جامعه ی مفروض، جز اینکه از مشاهده ی ناسازگاری جامعه با روحیه ی بزرگ وی در زجر و ناگواریها فرو رود کاری از دستش ساخته نخواهد گشت، این زجر و ناگواریها نه برای اینست که خودطبیعی او از وصول به تمایلاتش محروم گشته و از لذتهای طبیعی و محسوس بی بهره مانده است، بلکه بدانجهت است که مردمی را مشاهده می کند که عشق و علاقه به لذائذ زودگذر دنیا و تن پروریهای مزاحم تعقل و اندیشه، آنان را از اصلاح خودشان در دو قلمرو فردی و اجتماعی بازداشته است. روشنترین مصداق این جریان متضاد (زمامدار شایسته و جامعه ی ناشایسته) در جریان زندگی سیاسی امیرالمومنین علیه السلام قابل مشاهده است. برای اثبات این حقیقت، رجوع به سخنان خود آن حضرت در نهج البلاغه کافی است، ما در این کتاب انسانی بزرگ، بارها سوز و گداز و سخنان دردمندانه ی آن بزرگوار را که پس از خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم زمامداری به تقوی و عظمت او در تاریخ بشری دیده نشده است دیده ایم، و دیده ایم که چگونه این انسان بزرگ با غوطه ور شدن در زجر و شکنجه های مردم ناشایست جامعه، هرگز از انجام تکلیف سر برنتافته و به راه خود ادامه داده است، به عنوان نمونه می فرماید:

1- اللهم انی قد مللتهم و ملونی، و سئمتهم و سئمونی فابدلنی بهم خیرا منهم و ابدلهم بی شرا منی(1).

«پروردگارا، من آنان را به ملالت انداخته

ام، آنان نیز مرا به ملالت انداخته اند، من آنان را ناراحت کرده ام آنان نیز مرا ناراحت نموده اند، پس ای خدای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه