حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 368

صفحه 368

بی یاور گذاشتید تا در نتیجه غارتگریهای دشمن شما را متلاشی ساخت و بر وطنهای شما مسلط شدند. این «غامدی» نابکار است که سوارانش به شهر «انبار» تاختند و «حسان بن حسان» بکری را کشتند و سواران شما را از پادگانها بیرون راندند. به من خبر رسیده است که مردانی از آن سپاهیان بر زن مسلمان یا غیرمسلمان که معاهده ی همزیستی در جوامع اسلامی او را تامین نموده است، هجوم برده، خلخال از پا و دستبند از دست آنان درآورده اند، گردن بندها و گوشواره های آنان را به یغما برده اند، این بینوایان در برابر آن غارتگران جز گفتن: انا لله و انا الیه راجعون و (سوگند دادن به رحم یا طلب رحم و دلسوزی) چاره ای نداشته اند، آنگاه سپاهیان خونخوار با دست پر و کامیاب برگشته اند، نه زخمی بر یکی از آنان وارد شده و نه خونی از آنان ریخته شده است، اگر پس از چنین حادثه ی (دلخراش) مردی مسلمان از شدت تاسف بمیرد، مورد ملامت نخواهد بود، بلکه مرگ برای انسان مسلمان به جهت تاثر از این حادثه در نظر من امری است شایسته و با مورد، شگفتا، سوگند به خدا، اجتماع این قوم بر باطلشان و پراکندگی شما از حقتان، قلب را می میراند و اندوه را به درون آدمی می کشاند، زشتی

و اندوه بر شما باد زیرا که نشانه ی تیرهای دشمن گشته اید، غارت می شوید و هجوم نمی برید! مورد حمله و کشتار قرار می گیرید و حمله نمی کنید! معصیت بر خدا می شود، شما رضایت می دهید! هنگامی که در روزهای گرم دستور حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید: این روزها هوا گرم و سوزان است، به ما مهلت بده، تا گرما شکسته شود! و هنگامی که در روزهای سرد دستور حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید: این موقع سرمای شدید است، به ما مهلت بده تا سرما از ما دور شود! همه ی این بهانه جوئیها برای فرار از گرما و سرما است. اگر شما از گرما و سرما گریزان باشید به خدا سوگند، از شمشیر گریزانتر خواهید بود».

*****


(1) خطبه ی 25.
(2) خطبه ی 68.
(3) شعله های آتش از دور نمایش زیبا دارد، لذائذ حیوانی هم خوش آیند ذوق آدمی است، اما باید فهمید که:

آتشش پنهان و ذوقش آشکار

دود او ظاهر شود پایان کار

ولی این اصلاح (کاذب) که در حقیقت هم شما را فاسد خواهد کرد و هم مرا نه بر صلاح واقعی شما است، نه بر صلاح واقعی من»، اگر شما برای افساد خود اصرار بورزید و از رشد و کمالی که من پیش پای شما می گذارم گریزانید، به راه خود بروید، من هرگز برای خواسته های فسادانگیزتان خود را فاسد نخواهم کرد.


(4) خطبه ی 136.
(5) خطبه ی 70.
(6) خطبه ی 27.

دلتنگی زمامدار از سستی مردم

ای نامردان مردنما، رویاهای کودکان (در دلهایتان) عقول زنهای حجله نشین (در مغزهایتان) ای کاش شما را نمی دیدم و نمی شناختم، سوگند

به خدا، این شناخت، پشیمانی (بر من) آورد و اندوه ها به دنبال داشت، خدا نابودتان کناد، قلبم را با خونابه پر کردید و سینه ام را از خشم مالامال نموده و غمهای متوالی را جرعه پس از جرعه به من خوراندید، رای و نظرم را با نافرمانی و تنها گذاشتن من مختل ساختید، تا آنجا که قریش گفتند: فرزند ابیطالب مردیست دلاور، ولی فنون جنگ را نمی داند! خدا پدرشان را حفظ کند، آیا در میان آنان کسی در امور جنگی با مهارت تر، باسابقه تر از من وجود دارد؟! من هنوز به بیست سالگی نرسیده بودم، قیام به تکاپو در جنگ نموده ام هم اکنون سالیان عمرم از شصت تجاوز می کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه