حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 379

صفحه 379

فعالیت خود را به طور شایسته انجام بدهد و به وسیله گروهی از آنها نمی توان از گروه دیگر

بی نیاز گشت».

*****


(1) این جامعه یک طبقه بندی را بالضروره در برخواهد داشت که امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ی 129 به آن اشاره می فرماید: اضرب بطرفک حیث شئت من الناس، فهل تبصر الا فقیرا یکابد فقرا او غنیا بدل نعمه الله کفرا. او بخیلا اتخذ البخل بحق الله وقرا، او متمردا کان باذنه عن سمع المواعظ وقرا... «چشمت را به هر طرف از مردم که بخواهی بگردان آیا جز این خواهی دید که یا فقیری است که با فقر و بینوائی گلاویز است و یا غنی و ثروتمندی است که نعمت خداوندی را به کفران مبدل ساخته، یا بخیل است که بخل به حقوق خداوندی را برای خود غنیمت فراوان اتخاذ کرده و یا گردن کش متکبری است که گوئی در گوشش از شنیدن مواعظ سنگینی وجود دارد».

توضیحی درباره معنای طبقات مردم در جامعه به اصطلاح سیاسی آن

در مباحث آینده مفهوم عمومی این موضوع را تا حدودی مشروحا مورد بحث قرار خواهیم داد، در اینجا تنها معنای اصطلاح سیاسی آن را مطرح می نمائیم. طبیعی است که صاحبنظران در تفسیر ماهیت و مختصات و لوازم این موضوع بسیار بااهمیت اختلاف نظر و عقیده داشته باشند، لذا مطالبی را که ما در این قسمت می آوریم، معنایش آن نیست که همه ی آنها مورد اتفاق نظر متفکران بوده باشد، ولی ما پیرو دلیل هستیم نه ادعای محض، و ما نمی توانیم بدون دلیل در جاذبه ی شخصیتهای صاحبنظر قرار بگیریم. از دیدگاه فلسفه ی سیاسی اسلام معنای اصطلاح سیاسی طبقات مردم در اجتماع را می توان بدینگونه مطرح نمود: هر یک از موقعیتهای گوناگونی که گروهی از انسانهای جامعه را به جهت عوامل

ضروری زندگی اجتماعی در خود جای می دهد و هر یک از انسانهای آن گروه، عضوی از آن موقعیت می گردد طبقه ای از جامعه نامیده می شود. چنانکه در مباحث آینده خواهیم دید هر طبقه ای از مردم از وجود عامل و یا عواملی بروز می کند که یک یا چند قسمت از نیازهای مردم جامعه را برطرف می سازد، و با نظر به همین جهت است که طبقه به معنای سیاسی آن که اجمالا در بالا توضیح دادیم و در مباحث آینده مشروحا مورد تفسیر و استدلال قرار خواهیم داد، یک پدیده ی ضروری در حیات اجتماعی انسانها است، اگر چه کیفیت و چگونگی آن ممکن است قراردادی و اعتباری باشد. اگر مقصود از طبقه و منشا به وجود آمدن آن همین باشد و هیچ یک از طبقات ترجیح ارزشی بر یکدیگر نداشته باشند، مگر به وسیله ی آگاهی و تقوای بیشتر، می توان در فلسفه ی سیاسی اسلام طبقه به این معنی را پذیرفت که در حقیقت چنانکه پیش از این گفتیم شبیه به نهاد، سازمان، صنف می باشد.

کمیت معینی برای طبقات مردم در جامعه وجود ندارد

پدیده طبقه محدود به یک کمیت معین نیست، نه از جهت تعداد خود طبقات و نه با نظر به افراد تشکیل دهنده ی طبقه. علت نامحدود بودن کمیت در هر دو قلمرو (تعداد خود طبقات و افراد تشکیل دهنده ی آن) باز بودن نظام جامعه و بروز تحولات موقعیتها برای حیات اجتماعی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه