حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 450

صفحه 450

ناپدید شدن حقیقت و ارزش جانهای آدمیان از فضای مغز قدرتمندان می باشد.

وظیفه ی پنجم- عمل زمامدار اسلام درباره ی فقراء و بینوایان باید طوری باشد که روز دیدار با خدا در پیشگاه او سربلند باشد و اگر کوتاهیهای غیراختیاری روی بدهد، بتواند درباره ی آنها عذرخواهی نماید. این یک وظیفه ی بسیار عمومی درباره ی فقراء و بینوایان است که شامل ضرورت برآوردن همه ی نیازهای آنان باشد، خواه نیازهای مادی و خواه نیازهای معنوی به طور عام.

وظیفه ی ششم- زمامدار اسلامی مخصوصا بایستی درباره ی ایتام و کهنسالانی که گذشت سالیان عمر قامت آنان را خم کرده

و چاره ساز کارهای خویشتن نیستند، نهایت دقت و بررسی را نموده و همه ی احتیاجات آنان را مرتفع بسازد، و تخصیص این دو گروه از میان دیگر گروههای بینوایان به جهت ناتوانی شدید آنان از اداره ی شئون زندگی خود می باشد.

تبصره: امیرالمومنین علیه السلام درباره ی انجام دو وظیفه ی پنجم و ششم که مختصرا بیان نمودیم نکته ای بسیار با اهمیت را مطرح فرموده اند و آن اینست که برآمدن از عهده ی دو وظیفه ی فوق کاری است سنگین و دشوار، و این سنگینی و دشواری نباید حکومت و حاکم اسلامی را از انجام تکلیف که حق لازم است باز بدارد، زیرا تکلیف ناشی از حق است و هر آنچه ناشی از حق است قانون جان آدمی است، از اینجا است که سرپیچیدن از تکلیف اعراض از حق است و اعراض از حق زیرپا گذاشتن قانون جان آدمی است، و زیر پا گذاشتن این قانون مبارزه با مشیت بالغه ی خداوند سبحان است.

با این حال خداوند حکیم همین کار دشوار و سنگین را برای کسانی که در این دنیا می خواهند برای ابدیت خود تلاش و تکاپو کنند، آسان می سازد. اینان که در راه تامین ابدیت و لقاء الله در ایام الله به هر گونه کوشش و کار تن می دهند، انجام تکلیف برای ارواح آنان بسیار شیرین و لذیذ جلوه می کند اگر چه بدنهای مادی آنان به زحمت و مشقت می افتد. آری «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ».

*****


(1) در کتاب وسائل الشیعه «شیخ حر عاملی» ج 2 ص 118 این روایت آمده است: ان امیرالمومنین علیه

السلام بعث الی رجل بخمسه او ساق من تمر البغیبغه (یا البقیعه) و کان الرجل: ممن یرجی نوافله و یومل نائله و رفده. و کان لا یسئل علیا علیه السلام و لا غیره شیئا، فقال رجل لامیرالمومنین علیه السلام: و الله ما سئلک فلان و لقد کان یجزیه من الخمسه او ساق وسق واحد. فقال له امیرالمومنین علیه السلام: لاکثر الله فی المسلمین ضربک، اعطی انا و تبخل انت؟ و الله اذا انا لم اعط الذی یرجونی الا بعد المسئله ثم اعطیته بعد المسئله فلم اعطه الا ثمن ما اخذت منه، و ذلک لانی عرضته ان یبدل لی ماء وجهه الذی یعفره فی التراب لربی و ربه عند تعبده له،«علی علیه السلام پنج وسق از خرمای بغیبغه به مردی فرستاد، آن مرد از کسانی بود که احسان و لطف او مورد امید مردم بود، و از هیچ کس نه از علی علیه السلام و نه از غیر آن حضرت سئوالی نمی کرد. مردی گفت: سوگند به خدا، آن شخص از تو سئوالی نکرده بود و یک وسق برای او کفایت می کرد. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: خدا مثل ترا در میان مسلمانان زیاد نکند من عطا می کنم، تو بخل می ورزی؟ اگر من (معاش او را) که از من امید دارد تامین نکنم تا او به مقام سئوال برآید، در این صورت اگر پس از سئوال به او عطا نمایم (به جای ادای حق او) با او معامله کرده ام و نداده ام به او مگر قیمت آنچه را که از وی گرفته ام! یعنی من او را وادار کرده ام که آبروی خود

را در برابر من به زمین بریزد آب آن روئی را که در موقع عبادت به پروردگار من و پروردگار خویشتن به خاک می مالد».


(2) الذاریات آیه ی 56.
(3) الفروع من الکافی محمد بن یعقوب کلینی ج 5 ص 73.

صلح و اهمیت آن

اشاره

و لا تدفعن صلحا دعاک الیه عدوک و لله فیه رضا، فان فی الصلح دعه لجنودک، و راحه من همومک، و امنا لبلادک و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه، فان العدو ربما قارب لیتغفل، فخذ بالحزم، و اتهم فی ذلک حسن الظن، «هرگز دعوت دشمن را به صلح در حالیکه رضای خدا در آن است رد مکن، زیرا در هنگام صلح است که راحتی برای لشکریانت حاصل آید و از غصه و تشویش خاطر آسوده می شوی و امنیت برای جامعه تو به وجود می آید، با این حال از دشمن و حیله گریهای او پس از صلح، شدیدا بر حذر باش، زیرا چه بسا دشمن خود را به انسان نزدیک می کند تا او را غافلگیر بسازد، پس همواره بر حذر باش و خوش گمانی در این مورد را متهم بساز».

بحثی در جنگ و صلح و اصلاح و سلم و صفا از دیدگاه اسلام

با نظر دقیق و همه جانبه در متن دین مقدس اسلام، صلح و صفا و همزیستی و زندگی بر مبنای حیات عادلانه و حیات معقول با درجاتی که دارند، اصل و قانون پایدار این دین انسانی است. این مطلب برای کسانی که اطلاعات مناسب از اسلام دارند، یک امر بدیهی است، ولی همه می دانیم که همواره عده ای از مردم بی اطلاع و یا غرض ورز، اسلام

را به سختگیری و خشونت و جنگ طلبی متهم ساخته و مردم بسیار فراوانی را از آمادگی برای شناخت اسلام واقعی و برخورداری از آن بازداشته اند. ما قبلا یک مقدمه ی ضروری را متذکر می شویم و سپس می پردازیم به پدیده ی جنگ و صلح و طبیعت انسانی از نظر علمی و منابع اسلامی، آنگاه وارد مباحث مربوط به صلح و صفا و اصلاح و سلم با توجه به منابع اسلام می شویم.

مقدمه ظهور و گسترش اسلام مربوط به جنگ و پیکار نبوده است

1- بدون تردید در هنگام ظهور اسلام شبه جزیره ی عربستان فاقد هرگونه نیروی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه