حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 454

صفحه 454

1- جنگ و صلح از دیدگاه اسلام.

2- منابع صلح گرائی در اسلام.

*****


(1) البقره- آیه ی 11 و 12.
(2) الاعراف آیه ی 85.
(3) البقره آیه ی 27.
(4) المائده آیه ی 33.

جنگ و صلح از دیدگاه اسلام

اشاره

آیا جنگ در طبیعت انسان است؟(1).

با نهایت تاسف باید اظهار داشت که پس از گذشت حدود پنج هزار سال که در امتداد آن بنا به تحقیق صاحبنظران تاریخ بیست و یک تمدن در روی زمین ظهور کرده و به اعتلاء رسیده است،

و مخصوصا با ادعاهای پرطمطراق تکامل و ترقی بشر تازه امروز ما درصدد برآمده ایم که در این مسئله بحث کنیم که آیا به خاطر منفعت گرایی و خودمحوری، (نه برای دفاع و دفع ضرر به اندازه ی ضروری)، می توانیم همدیگر را بکشیم و از بین ببریم؟! و شرائط آن کدام است؟ و بدین ترتیب با کمال صراحت اذعان می کنیم که چون احترام ذاتی حیات انسانها برای ما در مقابل منفعت گرائی و خودمحوری اثبات نشده است، لذا بحث از حقوق پایه ای سه گانه (حق حیات، حق کرامت و حق آزادی معقول) انسانها نیز دکوری برای مباحث علوم انسانی در دانشگاه های ما و یا وسائلی برای روشهای «ماکیاولی» قدرت پرستان. ما در انتظار روزی به سر می بریم که کنفرانسها و درسها و اقدامات جدی فراوانی درباره ی شناخت هویت و شرایط رقابتهای سازنده میان اقوام و ملل نه تضادهای کشنده شروع شود و شماره ی مجالس آه و ناله برای متلاشی شدگان مظلوم افراد بشری به صفر برسد، حال می پردازیم به موضوع بحث: می دانیم که مغزهای متفکر بشری در برابر این سئوال که (آیا جنگ در طبیعت انسان است؟) ممکن است یکی از چهار نظریه ی ذیل را ارائه بدهند:

1- آری، جنگ در طبیعت انسان است و به عبارت مشخص تر جنگ جزء ذات او است و به هیچ وجه نخواهد توانست آن را از بین ببرد. این نظریه را به طور مطلق و بدون قید و شرط از متفکران خردمند سراغ نداریم، ولی در دورانهای اخیر ما با اینگونه جملات که (ریشه ی تمایل به جنگ در

غریزه ی انسانی است)(2) مواجه می شویم. این نظریه از «زیگموند فروید» نقل شده است.

2- نظریه ایست که ضروری بودن جنگ را در جوامع بشری با نظر به عوامل و انگیزه های آن گوشزد می کند. از «هراکلیتوس» چنین نقل شده است: (جنگ پدر همه چیز است، و بذر ترقی را خلق می کند)(3) «هگل» معتقد است که (جنگ سرنوشت عالم را تعیین می کند)(4) «نیچه» هم گفته است: (جنگ عصاره ی تمدن است)(5).

3- نظریه ایست که از مشاهده ی استمرار جنگ در طول قرون و اعصار، انسان را مانند حیوانی جنگ گرا معرفی می نماید، و این نظریه بر اینکه (آیا جنگ جزء ذات بشر است؟) توجهی ندارد، همانگونه که نظریه ی دوم هم کاری با مسئله مزبور ندارد، یعنی وقتی که طرفداران نظریه ی دوم و سوم می بینند که پدیده ی جنگ یک پدیده ی فراگیر است و به هر علت و عاملی هم که باشد، تاریخ بشری را پر کرده است، نیازی به بحث در این مسئله نمی بینند که آیا جنگ در طبیعت انسان است یا نه؟

4- معتدل ترین و منطقی ترین نظریات درباره ی جنگ، دو بعد اساسی موجودیت بشری را در نظر می گیرد که پس از بررسی و نقد سه نظریه ی فوق، مورد تحقیق قرار خواهیم داد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه