حکمت اصول سیاسی اسلام صفحه 459

صفحه 459

این اعتقاد را در مغز خود بپرورانند، زیرا هیچ یک از جنگها نتوانسته است در ساختمان فیزیولوژی انسانها و آن قسمت از استعدادها و مختصات و هویت و غرائز انسانی که مربوط به ساختمان مزبور است، کمترین تغییری بدهد. همچنین بدیهی است که آن قسمت از نیروها و فعالیتهای روانی که اصول پایدار روان بشری

هستند، از دستبرد رویدادهای جنگی برکنار می باشند. به عنوان مثال، هیچ جنگی نتوانسته است اصل دفاع از حیات را از خود مردم شکست خورده و یا به جهت استمرار جنگ، در نسلهای شکست خوردگان از بین ببرد، یا آن را تضعیف و یا تشدید نماید، همچنین پس از بروز هزاران جنگهای کوچک و بزرگ، اندیشه ی منطقی و احساس نیاز به آن را از بشر سلب ننموده است، و اگر هم دگرگونیهایی در اندیشه ی بشری پس از جنگ به وجود می آیند مربوط به مواد خام اندیشه می باشند، نه به اصل خود اندیشه، همچنین است پایداری اصول اراده و تخیل و الهام و اکتشاف و تعهد و تجسیم و عواطف و احساسات و غیرذلک. این استعدادها و فعالیتها ممکن است از نظر مواد و مسیر و انگیزه ها تغییر پیدا کنند، ولی جنگ نمی تواند در آنها اثر ذاتی ایجاد کند. این که هراکلیتوس می گوید: «جنگ بذر ترقی را خلق می کند» ای کاش توضیح می داد که جنگ این معجزه را در به وجود آوردن برنده ترین اسلحه و نشان دادن آسانترین طرق برای آدمکشی انجام می دهد، یا در ترقی دادن و اعتلاء بخشیدن به روحیات انسانها و برداشتن موانع تکامل از سر راه آنان؟! آیا آدمکشی شاخهای انسان را تیز می کند و او را همواره در کندن سنگرها و کمین گیریها ورزیده تر می کند، یا عواطف و تعقل و خیراندیش بودن مردم را به یکدیگر تعالی می بخشد؟ این یک تخریب مغز و روان انسانهاست که جنگ را عاملی برای پیشرفت و ترقی آنان تلقی کنیم،

در صورتیکه می دانیم: جنگ هر اندازه هم موجبات آگاهیهای انسان را به ابعاد و طرق و وسائل رویارویی خونبار با یکدیگر افزایش بدهد، بالاخره با تلقین سخن هراکلیتوس به انسانها، این اصل ویرانگر را در مغز او تثبیت کرده ایم که این جنگ و خونریزی و آدمکشی است که ضمانت تعالی و ترقی ترا فراهم می آورد! و انسان با پذیرش چنین اصلی، چگونه احتمال خواهد داد که حیات و کرامت و آزادی معقول انسانها هر یک حق اساسی وجود آنان را تشکیل می دهد؟! یا اصلا چگونه خواهد توانست که به بیدار کردن حس علم و معرفت جویی در انسانها بپردازد که حقوق مزبور را بپذیرد؟! و چگونه خواهد توانست که از راه دریافت زیبائیها و به وجود آوردن آنها، لابه لای سطوح مغزی و روانی خود را باز کند و آنها را به فعلیت درآورد و به ثمر برساند؟! فرض می کنیم همه ی ابزار و وسائل هجومی و دفاعی و تضعیف طرف مقابل فقط و فقط ناشی از جنگها بوده است، آیا لازمه ی اینگونه تحرک این نیست که بشر با کمال صراحت به این بدبختی و نکبت اعتراف کند که من باید جنگها و خونریزیها را به راه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه