ترجمه و شرح نهج البلاغه (عزالدین جعفر بن شمس الدین آملی) صفحه 14

صفحه 14

و فرض علیکم حج بیته الحرام الذی جعله قبله الانام یردونه ورود الانعام و یالهون الیه و لوه الحمام. و لوه حیران شدن از کثرت شوق و مراد درین مقام کثرت اشتیاقست می فرماید که حق سبحانه و تعالی واجب گردانید بر شما حج خانه خود را که نام وی بیت الحرامست و آن خانه خانه ایست که حق سبحانه و تعالی او را قبله مردمان گردانید زیرا که (فو ل وجهک شطر المسجد الحرام) تا آخر این آیات چنانکه گذشت. و وارد می شوند مردمان

یعنی می روند بسوی آن چنانکه گوسفندان و مانند آن به ماوای خود و واله می شوند مردمان از کثرت اشتیاق (آن خانه مثل اشتیاق) کبوتر به آشیانه خود اشارتست به آنکه آن خانه جائی است که ملجاء همه است و همه کس را رجوع به آن خانه است و میل و اشتیاق زیارت آن خانه همه کس را والد می گرداند مثل عاشق که والد دیدار معشوق خود باشد و اینها از جمله فضایل بیت الله است. و خانه کعبه را بیت الحرام بجهت آن گویند که زیارتش میسر نشود کسی را الا بعد از آنکه احرام گیرد و حرام گرداند بر خود چیزها را که پیش از آن بر روی حلال بوده باشد مثل استمتاع از زنان و استعمال طیب و تراشیدن سر را و پوشیدن جامهای دوخته و غیر آن از چیزهایی که مذکور

است در باب حج. و نیز خداوند حرم است که در آن حرم صید و قلع شجر و نباتات و قلع آن حرام است و نیز ذی حرمت است اگر کسی التجا به وی کند اخراج آن کس و ایذاء وی حرام باشد تا بیرون نرود. و او را قبله نیز گویند زیرا در نماز و ذبح و احتضار میت و دفن وی و غیرذلک واجب بود که رو بسوی آن خانه کنند. و نیز گفته اند که او را قبله گویند بجهت آنکه دعا و عبادت کسی که متوجه بسوی وی باشد در حالت آن دعا و عبادت مقبول است. و او را کعبه نیز گویند بجهت آنکه کعب در لغت عرب چیزی بلند مرتبه و عالیقدر و عظیم الشان را گویند و

ظاهر است که خانه کعبه بلند مرتبه و عالیقدر و عظیم الشان است چنانکه حق سبحانه و تعالی می فرماید که: ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا و هدی للعالمین. فیه آیات بینات مقام ابراهیم من دخله کان آمنا) یعنی بدرستی که اول خانه در روی زمین بنا کرده شد به امر خدا بجهت مردمان تا حق سبحانه و تعالی را در آنجا عبادت کنند آن خانه ایست که در مکه است یعنی خانه کعبه است که حضرت ابراهیم خلیل به امر ملک جلیل بنا کرد و آن خانه مبارک راه نماینده اهل علم است و در آن خانه نشانها و دلیلهای روشن است و مقام ابراهیم است و هر که در آنجا درآ

ید ایمن باشد در دنیا و در آخرت وقتی که با شرایط شرعیه درآید. و نیز روایت است از حضرت رسالت پناه (ص) که فرمود: (حجه مبروره خیر من الدنیا و ما فیها و حجته و مبروره لیس لها اجرا لا الجنه) یعنی یک حج مقبول بهتر است از دنیا و هر چه در دنیاست و نیست مزد یک حج مقبول مگر در بهشت. و نیز روایت است از حضرت رسالت پناه (ص) که فرمود (من حج و لم یفسق خرج ذنوبه کیوم ولدتم امه) یعنی هر که حجی بگذارد و در آن حج به زنان مباشرت نکند و دروغ و مستبه و فعل حرام از وی صادر نشود بیرون آید از گناهان خود مثل آن روزی که از مادر متولد شده بود. اما می باید دانست که دریافتن فضیلت حج شرطی چند دارد اول آنکه نفقه آن از وجه حلال باشد. دوم آنکه

در وقت اشتغال به حج خاطر خود را خالی گرداند از تجارت و خرید و فروخت و لهو و نزه و مانند آن و دل خود را متعلق نگرداند به این چیزها زیرا که مفوت فضیلت حج است چنانکه در خبر است از اهل بیت علیه السلام که فرمودند: (اذا کان آخر الزمان خرج الناس الی الحج علی اربعه اصناف: سلاطینهم للنزهه و اغنیاهم للتجاره و فقراهم للمسئله و قراهم للسمعه) یعنی وقتی که آخر الزمان باشد بیرون روند مردمان بسوی حج به چهار صنف: سلاطی

ن و ملوک ایشان بجهت گشت و تفرج روند و اغنیای ایشان برای تجارت و خرید و فروخت روند. و فقرا و مساکین ایشان بسبب گدائی روند. و قراء و علمای ایشان بجهت سمعه و ریا روند تا خود را به مردمان بنمایند. سیوم آنکه در آن اوقات مساعده ظالمان نکند بهیچ وجهی. چهارم آنکه توقع کند در زاد بقدر حال و بذل کند به فقرا و ذوی الحاجات و خوش خلقی کند و بخیلی و تبذیر و کج خلقی نکند. روایتست از حضرت پیغمبر که فرمود (الحج المبرور لیس له اجر الا الجنه فقیل یا رسول الله ما ترا الحج قال طیب الکلام و اطعام الطعام) یعنی نیست مزد حج خوب نیکو مگر بهشت پس گفتند یا رسول الله نیکوئی و خوبی حج کدام است حضرت پیغمبر فرمود که نیکوئی و خوبی حج سخن خوش گفتن و طعام دادن است. پنجم ترک مجادله و مخاصمه و لغو و فحش گفتن و استمتاع زنان و فسوق و فجور و باقی چیزهای که در حال احرام حرام است. ششم آنکه اگر تواند پیاده حج

کند و اگر نه آنچه تواند پیاده رود. هفتم آنکه اگر سواره حج کند بر اشتر پالانی سوار شود نه بر مخفه و مانند آن مثل اهل تنعم. هشتم آنکه اشعث و اغبر باشد در اوقات حج. نهم آنکه به مرکب خود ستم نکند و با وی به رفق باشد و گاهی پیاده رود تا به مرک

ب جفا نرسد و بار گران بر وی ننهد. دهم آنکه قربانی که کند فربه باشد تا فقرا از وی فایده برند. یازدهم آنکه خاطر خود را بد نکند از خرج بسیار کردن که در آن اوقات واقع شود و از گرانی طعام و ادام و مانند آن ننالد و خوشحال باشد زیرا که حق سبحانه و تعالی چندان عوض خواهد داد که تمنا کند کاشکی زیاده از آن خرج می شد. دوازدهم آنکه چون از حج مراجعت کند افعال و اطوار وی بهتر باشد از آنکه پیش از حج بود زیرا که این دلیل قبول حج است و اگر بر عکس باشد دلیل باشد بر آنکه حج وی قبول نشد. بدان که عبادت مفروضه در شریعت بسیار است و حضرت امیرالمومنین درین خطبه تخصیص آن باشد در وقتی که حضرت امیرالمومنین علی (ع) این خطبه را می فرمود موسم حج بوده باشد پس بجهت مناسبت، تخصیص کرده باشد به حج تا آنها که بر ایشان حج واجب بود متنبه شوند و مهیا و مستعد گردند و متوجه مکه شوند و تاخیر نکنند. اما علامه شیخ میثم بحرانی در شرح خود آورده که حکمت در تخصیص آنست که غرض از تکلیف عباد به عبادت جذب خلق است به خالق یعنی غرض

آنست که عباد دایم در فکر ذات و صفات معبود خود بوده باشند و انعام عام منعم خود را یاد کنند و بحمد و ثنای وی مشغول باشند تا این تذکا

ر و تکرار سبب تجلی انوار و انکشاف اسرار گردد و موجب قرب شود به ملک غفار. و شکی نیست که عبادت را مکانی می باید و هر چند مکان اشرف باشد عبادت افضل خواهد بود. و غرض از وی اکمل است. و شبهه نیست که مکه افضل اماکن است زیرا که منبا بیت الحرام و مولد و ماوای رسول (ص) است و عبادتی که حق سبحانه و تعالی در آن مکان تعیین کرده حج است پس بجای آوردن این فریضه مستلزم انتقال است به آن مکان و بودن در آن مکان مستلزم تفکر است در ذات و صفات خدای تعالی و موجب تذکر حضرت رسالت پناه است (ص) و تذکر آن حضرت چند که دخل آن در توجه بسوی خدای تعالی و قطع علایق و عوایق بدنی بیشتر است از افعال عبادات دیگر چنانکه مخفی نیست بر متامل. پس آنچه غرض است از تکلیف به عبادت در حج اظهر و اکثر است پس بجهت این نکته آن حضرت علیه السلام تخصیص کرد به ذکر حج جعله سبحانه علامه لتواضعهم لعظمه و اذعانهم لعزته می فرماید که حق سبحانه و تعالی گردانید آن خانه کعبه را علامت تواضع و تذلل بندگان مر عظمت او را و نشانه تصدیق و قبول کردن مر عزت او را هر که قصد خانه کند و آنچه افعال و اعمال حج باشد بجای آرد آن کس از مخلصان باشد و علامت امتثال او

امر خدای تعالی عظمت وی

و نشانه گردن نهادن و قبول کردن عزت و کبریای وی ازو ظاهر شده باشد. و اختار من خلقه سماعا اجابوا الیه دعوته و صدقوا کلمته می فرماید که حق سبحانه و تعالی اختیار کرد و برگزید از خلق خود آنها را که شنیدند ندای منادی او را و اجابت کردند دعوت او را و تصدیق نمودند قول او را. این اشارتست به آنکه حق سبحانه و تعالی در قرآن می فرماید که: (و اذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا و علی کل ضامن یاتین من کل فج عمیق). در روایت آمده که چون حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام از بنای خانه کعبه فارغ شد جبرئیل (ع) سوی وی آمد و گفت که حق تعالی ترا می فرماید که ندا کن و اعلام نما مردمان را ثانیه حج خانه کعبه آیند. پس ابراهیم (ع) گفت یا رب آواز من به کجا رسد به کی رسد حق تعالی فرمود که تو ندا کن بر من است رسانیدن آن ندا به گوش مردمان. پس ابراهیم (ع) بر بالای مقام بر آمد و مشرف شد بر عالم و بلند بر آمد به مرتبه ای که برابر بلندترین کوههای عالم شد و روی به شرق و غرب و یمین و یسار کرد و ندا در داد به آن مقدار که بلندی آواز وی بود و گفت: (یا ایها الناس کتب علیکم الحج الی البیت العتیق فاجیبوا ربکم) یعنی ای مردمان حق سبحانه و تعالی بر شما حج ک

ردن خانه کعبه نوشته است و فرض گردانیده اجابت کنید پروردگار خود را، پس جواب دادند آنها که اهل توفیق و سعادت

بودند از بنی آدم و ذریت ایشان که در پشت پدران و ارحام مادران بودند و گفتند: (لبیک اللهم لبیک) یعنی استاده ایم به خدمت تو ای پروردگار ما و خداوند ما. و وقفوا مواقف انبیائه می فرماید آن کسانی که اجابت کردند دعوت خدای را و تصدیق کردند سخن وی را استادند در جایهائی که انبیاء در آنجا استادند یعنی متابعت پیغمبران کردند در مناسک و مشاعر حج و آنچه بجا آوردند (و فرمودند ایشان نیز بجای آوردند). و تشبهوا بملاتکته المطیفین بعرشه می فرماید آن کسانی که اجابت نمودند دعوت خدا را در حج کردن خانه کعبه خود را ماننده کردند به ملائکه که صف زده اند در گرد عرش خدا و این اشارتست به آنکه خانه کعبه در زمین در برابر بیت المعمور واقع است در آسمان ملائکه در گرد بیت المعمور به طواف و عبادت مشغولند پس طائفان خانه کعبه و زائران وی شبیهند به ملائکه (که در گرد بیت المعمور به طواف و عبادت مشغولند). یحرزون الارباح فی متجر عبادته و یتبادرون عنده موعود مغفرته احراز جمع کردن. تبادر پیشدستی کردن. می فرماید آن کسانی که اجابت کردند دعوت خ

دا را در حج کردن خانه کعبه جمع می کنند و در حیازه و تصرف خود در می آورند سودهای تجارت عبادت حق سبحانه و تعالی را و پیشدستی می نمایند در سعی نزد وی تا به وعد مغفرت و رحمت وی رسند پس حجاج مثل تجارند و افعال و ارکان و مناسک حج بمنزله بضاعت و بجای آوردن افعال و ارکان و مناسک به حرکات و سکنات بمنزله بیع و شرا و ثواب و مغفرت و رحمت حق که

سبحانه و تعالی به ایشان دهد بجهت آن حج بمنزله ربح. و درینجا اشارتست به آنکه کسی که دعوت خدای را قبول کرد و متوجه درگاه حق تعالی شد بجهت عبادت می باید که اخلاص ورزد و جز قرب و رضای خدای تعالی غرض دیگر نداشته باشد و عبادت خود را مشوب به تجارت دنیوی و ربح مالی و مانند آن نسازد تا مطلوب که فوز است به سعادت اخروی و نیل است به ثواب ابدی حاصل گردد و اگر نه سعی وی بجهت تجارت باشد نه برای عبادت. جعله للاسلام علما و للعابدین حرما می فرماید که گردانید حق سبحانه و تعالی آن خانه کعبه را از برای اسلام علمی یعنی علامتی که به آن مهتدی که به آن مهتدی شوند به راه حق چنانکه مسافران در براری و صحراها به کوههای بلند راههایی می برند و به منزل می رسند پس هر که اجابت کرد دعوت خدا را استسلام عزت و عظمت

او نمود بجهت عبادت وی بسوی آن خانه رفت مهتدی شد به راه حق و سالک صراط مستقیم گردید و نیز حق سبحانه و تعالی گردانید آن کعبه را حرم کسانی که به او پناه گیرند یعنی هر که به آن خانه پناه گیرد آن خانه، حرم و حامی وی باشد که او را از آنجا اخراج نکنند و ایذاء نکنند مگر آنکه در آنجا شری یا فسادی ازو در وجود آید چنانکه حق تعالی می فرماید که: (و من دخله کان آمنا) یعنی هر که در آنجا درآید ایمن باشد. فرض حجه و اوجب حقه و کتب علیکم وفادته. فقال سبحانه (و لله علی الناس حج

البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان الله غنی عن العالمین) وفادت بجای به قصد زیارت. می فرماید که حق سبحانه و تعالی فرض کرد آن خانه را و واجب گردانید حق وی را و نوشت بر شما زیارت وی را پس فرمود حق سبحانه و تعالی که مر خدای راست بر ذمه مردمان حج کردن خانه کعبه نه همه مردمان بلکه آن مردمان که ایشان را استطاعت باشد از زاد و راحله و مانند آن و قدرت و توانائی آن داشته باشند که به آنجا روند و هر که کافر شود و آنچه خدای تعالی فرمود و فرض کرد بر وی از حج خانه کعبه آن را بجای نیارد و اطاعت و امتثال نکند با وجود استطاعت آن کس خاسر و زیانکار باشد و حق سبحانه و

تعالی غنی است در ذات و صفات خود از عالمیان.

خطبه 002-پس از بازگشت از صفین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه